take detours
گشت و گذار
unexpected detours
مسیرهای انحرافی غیرمنتظره
detours ahead
مسیرهای انحرافی در پیش رو
plan detours
برنامهریزی مسیرهای انحرافی
avoid detours
اجتناب از مسیرهای انحرافی
detours required
مسیرهای انحرافی مورد نیاز
follow detours
پیروی از مسیرهای انحرافی
road detours
مسیرهای انحرافی جاده
detours suggested
مسیرهای انحرافی پیشنهادی
detours marked
مسیرهای انحرافی مشخص شده
we took some detours on our road trip.
ما در سفر جادهای خود، چند مسیر انحرافی داشتیم.
sometimes detours can lead to unexpected adventures.
گاهی اوقات مسیرهای انحرافی میتوانند منجر به ماجراجوییهای غیرمنتظره شوند.
he suggested taking detours to avoid traffic jams.
او پیشنهاد کرد برای جلوگیری از ترافیک، مسیرهای انحرافی را طی کنیم.
detours can be frustrating but often necessary.
مسیرهای انحرافی میتوانند خستهکننده باشند، اما اغلب ضروری هستند.
we encountered several detours on our hike.
ما در پیادهروی خود چندین مسیر انحرافی را تجربه کردیم.
detours can sometimes offer a better view.
مسیرهای انحرافی گاهی اوقات میتوانند منظره بهتری ارائه دهند.
she took a few detours to explore the area.
او چند مسیر انحرافی را برای گشت و گذار در منطقه طی کرد.
detours can teach us to be more adaptable.
مسیرهای انحرافی میتوانند به ما آموزش دهند که سازگارتر باشیم.
we had to take detours due to road construction.
ما مجبور شدیم به دلیل ساخت و ساز جاده، مسیرهای انحرافی را طی کنیم.
planning for detours can save time in the long run.
برنامهریزی برای مسیرهای انحرافی میتواند در درازمدت در زمان صرفهجویی کند.
take detours
گشت و گذار
unexpected detours
مسیرهای انحرافی غیرمنتظره
detours ahead
مسیرهای انحرافی در پیش رو
plan detours
برنامهریزی مسیرهای انحرافی
avoid detours
اجتناب از مسیرهای انحرافی
detours required
مسیرهای انحرافی مورد نیاز
follow detours
پیروی از مسیرهای انحرافی
road detours
مسیرهای انحرافی جاده
detours suggested
مسیرهای انحرافی پیشنهادی
detours marked
مسیرهای انحرافی مشخص شده
we took some detours on our road trip.
ما در سفر جادهای خود، چند مسیر انحرافی داشتیم.
sometimes detours can lead to unexpected adventures.
گاهی اوقات مسیرهای انحرافی میتوانند منجر به ماجراجوییهای غیرمنتظره شوند.
he suggested taking detours to avoid traffic jams.
او پیشنهاد کرد برای جلوگیری از ترافیک، مسیرهای انحرافی را طی کنیم.
detours can be frustrating but often necessary.
مسیرهای انحرافی میتوانند خستهکننده باشند، اما اغلب ضروری هستند.
we encountered several detours on our hike.
ما در پیادهروی خود چندین مسیر انحرافی را تجربه کردیم.
detours can sometimes offer a better view.
مسیرهای انحرافی گاهی اوقات میتوانند منظره بهتری ارائه دهند.
she took a few detours to explore the area.
او چند مسیر انحرافی را برای گشت و گذار در منطقه طی کرد.
detours can teach us to be more adaptable.
مسیرهای انحرافی میتوانند به ما آموزش دهند که سازگارتر باشیم.
we had to take detours due to road construction.
ما مجبور شدیم به دلیل ساخت و ساز جاده، مسیرهای انحرافی را طی کنیم.
planning for detours can save time in the long run.
برنامهریزی برای مسیرهای انحرافی میتواند در درازمدت در زمان صرفهجویی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید