detoxifies

[ایالات متحده]/diːˈtɒksɪfaɪz/
[بریتانیا]/diˈtɑːk.sɪ.faɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سموم را از بدن حذف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

detoxifies the body

سم زدایی بدن

detoxifies harmful substances

سموم مضر را خنثی می‌کند

detoxifies the liver

سم زدایی کبد

detoxifies the skin

سم زدایی پوست

detoxifies naturally

به طور طبیعی سم زدایی می‌کند

detoxifies and cleanses

سم زدایی و پاکسازی می‌کند

detoxifies the mind

سم زدایی ذهن

detoxifies with herbs

سم زدایی با گیاهان دارویی

detoxifies through fasting

سم زدایی از طریق ناشتا ماندن

detoxifies the blood

سم زدایی خون

جملات نمونه

drinking green tea detoxifies the body.

نوشیدن چای سبز بدن را سم زدایی می‌کند.

this juice detoxifies and revitalizes your system.

این آبمیوه بدن شما را سم زدایی و زنده می‌کند.

yoga detoxifies both the mind and body.

یوگا هم ذهن و هم بدن را سم زدایی می‌کند.

a good diet detoxifies harmful substances.

یک رژیم غذایی خوب مواد مضر را سم زدایی می‌کند.

herbal remedies detoxify the liver.

داروهای گیاهی کبد را سم زدایی می‌کنند.

regular exercise detoxifies the body effectively.

ورزش منظم به طور موثر بدن را سم زدایی می‌کند.

detoxifying your skin can improve its appearance.

سم زدایی پوست شما می‌تواند ظاهر آن را بهبود بخشد.

detoxifying baths help to cleanse the skin.

حمام‌های سم زدایی به پاکسازی پوست کمک می‌کنند.

detoxifying foods can boost your energy levels.

غذاهای سم زدایی می‌توانند سطح انرژی شما را افزایش دهند.

she believes meditation detoxifies her thoughts.

او معتقد است مدیتیشن افکار او را سم زدایی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید