dewy

[ایالات متحده]/'djuːɪ/
[بریتانیا]/'dʊi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده از شبنم، مرطوب با شبنم، شبیه شبنم.

عبارات و ترکیب‌ها

dewy skin

پوست شاین‌دار

dewy morning

صبح شاین‌دار

جملات نمونه

The dewy grass sparkled in the morning sunlight.

چمن شبنم‌زده در نور خورشید صبح می‌درخشید.

Her skin was dewy and fresh after using a hydrating mask.

پوست او بعد از استفاده از یک ماسک آبرسان، تازه و شبنم‌زده بود.

The garden was filled with dewy flowers early in the morning.

باغ پر از گل‌های شبنم‌زده در اوایل صبح بود.

She had a dewy complexion that made her look youthful.

او پوستی با طراوت و شبنم‌زده داشت که باعث می‌شد جوان به نظر برسد.

The dewy mist covered the mountains in a dreamy haze.

مه شبنم‌زده کوه‌ها را در یک مه آلود و رویایی پوشاند.

His eyes were dewy with unshed tears.

چشمانش پر از اشک‌های ریخته نشده و شبنم‌زده بود.

The dewy morning air was crisp and cool.

هواى صبح زود و شبنم‌زده، خنک و مطبوع بود.

The dewy petals of the rose glistened in the sunlight.

گلبرگ‌های شبنم‌زده گل رز در نور خورشید می‌درخشیدند.

She had a dewy-eyed look of innocence.

او نگاهی معصومانه‌ و شبنم‌زده داشت.

The dewy drops on the leaves reflected the colors of the rainbow.

قطرات شبنم روی برگ‌ها رنگ‌های رنگین کمان را منعکس می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید