dialogued

[ایالات متحده]/ˈdaɪəˌlɒɡd/
[بریتانیا]/ˈdaɪəˌlɔɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گفتگو کردن; در دیالوگ بیان کردن
n. (در رمان‌ها) دیالوگ; مکالمه; سوال و جواب

عبارات و ترکیب‌ها

dialogued openly

گفتگو باز

dialogued frequently

گفتگو مکرراً

dialogued effectively

گفتگو به طور مؤثر

dialogued constructively

گفتگو سازنده

dialogued honestly

گفتگو صادقانه

dialogued regularly

گفتگو به طور منظم

dialogued collaboratively

گفتگو مشارکتی

dialogued briefly

گفتگو به طور مختصر

dialogued strategically

گفتگو به صورت استراتژیک

dialogued positively

گفتگو مثبت

جملات نمونه

they dialogued about the project's future.

آنها در مورد آینده پروژه گفتگو کردند.

she dialogued with her team to resolve the issue.

او با تیم خود برای حل مشکل گفتگو کرد.

the two countries dialogued to improve relations.

دو کشور برای بهبود روابط گفتگو کردند.

we dialogued extensively during the negotiations.

ما در طول مذاکرات به طور گسترده گفتگو کردیم.

he dialogued with the community about their concerns.

او با جامعه در مورد نگرانی هایشان گفتگو کرد.

they dialogued openly about their differences.

آنها به طور آشکار در مورد اختلافات خود گفتگو کردند.

the teacher dialogued with students to encourage participation.

معلم با دانش آموزان برای تشویق به مشارکت گفتگو کرد.

during the conference, experts dialogued on climate change.

در طول کنفرانس، کارشناسان در مورد تغییرات آب و هوایی گفتگو کردند.

she dialogued with her mentor about career choices.

او با مربی خود در مورد انتخاب شغل گفتگو کرد.

they dialogued to reach a consensus on the proposal.

آنها برای رسیدن به اجماع در مورد پیشنهاد گفتگو کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید