negotiated

[ایالات متحده]/nɪˈɡəʊʃieɪtɪd/
[بریتانیا]/nɪˈɡoʊʃieɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته نقلی negotiate; برای نقد کردن (چک و غیره); عبور کردن از (مسیر دشوار)

عبارات و ترکیب‌ها

negotiated agreement

توافق مذاکره شده

negotiated terms

شرایط مذاکره شده

negotiated settlement

توافقنامه حل اختلاف

negotiated deal

معامله مذاکره شده

negotiated contract

قرارداد مذاکره شده

negotiated price

قیمت مذاکره شده

negotiated outcome

نتیجه مذاکره شده

negotiated proposal

پیشنهاد مذاکره شده

negotiated arrangement

چیدمان مذاکره شده

جملات نمونه

they negotiated a better price for the car.

آنها برای خودرو قیمت بهتری مذاکره کردند.

the two companies negotiated a partnership agreement.

دو شرکت یک قرارداد مشارکت را مذاکره کردند.

she successfully negotiated her salary increase.

او با موفقیت افزایش حقوق خود را مذاکره کرد.

we negotiated the terms of the contract carefully.

ما شرایط قرارداد را با دقت مذاکره کردیم.

they negotiated for hours before reaching an agreement.

آنها ساعت‌ها مذاکره کردند تا به توافق برسند.

the leaders negotiated peace between their countries.

رهبران صلح را بین کشورشان مذاکره کردند.

he negotiated a loan with the bank successfully.

او با موفقیت یک وام با بانک مذاکره کرد.

she negotiated her way through the complex regulations.

او با زیرکی از میان مقررات پیچیده عبور کرد.

they negotiated a settlement to avoid a lawsuit.

آنها برای جلوگیری از دادخواهی یک توافق را مذاکره کردند.

the team negotiated access to the exclusive event.

تیم دسترسی به رویداد انحصاری را مذاکره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید