diarist

[ایالات متحده]/'daɪərɪst/
[بریتانیا]/'daɪərɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که روزنامه می‌نویسد؛ کسی که روزنامه نگه می‌دارد
Word Forms
جمعdiarists

جملات نمونه

The diarist recorded her thoughts and experiences every day.

روزانه، دفترنگارنده افکار و تجربیات خود را ثبت می‌کرد.

As a diarist, she chronicled the events of her life in great detail.

همانطور که دفترنگارنده بود، او وقایع زندگی خود را با جزئیات فراوان ثبت کرد.

The famous diarist Samuel Pepys documented life in 17th century London.

ساموئل پیپس، دفترنگارنده مشهور، زندگی را در لندن قرن هفدهم مستند کرد.

The diarist's entries provided a glimpse into her innermost thoughts.

ثبت‌نام‌های دفترنگارنده نگاهی به عمیق‌ترین افکار او ارائه می‌داد.

She was known as a prolific diarist, filling numerous journals with her reflections.

او به عنوان یک دفترنگارنده پربار شناخته می‌شد که دفاتر زیادی را با تفکرات خود پر می‌کرد.

The diarist's writing style was intimate and engaging, drawing readers into her world.

سبک نوشتاری دفترنگارنده صمیمی و جذاب بود و خوانندگان را به دنیای او جذب می‌کرد.

Many historical insights come from the diarist's personal accounts of the time period.

بسیاری از بینش‌های تاریخی از حساب‌های شخصی دفترنگارنده در آن دوره زمانی به دست می‌آید.

The diarist's observations of nature were filled with poetic descriptions and vivid imagery.

مشاهدات دفترنگارنده از طبیعت با توصیفات شاعرانه و تصاویر زنده پر شده بود.

Being a diarist allowed her to reflect on her emotions and experiences in a meaningful way.

دفترنگار بودن به او اجازه داد تا احساسات و تجربیات خود را به روشی معنادار در نظر بگیرد.

The diarist's entries served as a personal time capsule, capturing moments for future reflection.

ثبت‌نام‌های دفترنگارنده به عنوان یک کپسول زمان شخصی عمل می‌کرد و لحظاتی را برای تأملات آینده به ثبت می‌رساند.

نمونه‌های واقعی

This time I read " The Accidental Diarist: A history of the daily planner in America" by Molly McCarthy.

این بار من "دفترچه روزانه اتفاقی: تاریخچه برنامه‌ریزی روزانه در آمریکا" اثر مالی مک‌کارتی را خواندم.

منبع: Q&A in progress.

You get all this and more in the work of Helen Garner, the Australian novelist, journalist, diarist and screenwriter.

شما همه اینها و بیشتر را در آثار هلن گارنر، رماننویس، روزنامه‌نگار، دیاریست و فیلمنامه‌نویس استرالیایی به دست می‌آورید.

منبع: Fresh air

Years later, after his restoration as king, the 50-year-old Charles II requested a meeting with the writer and diarist Samuel Pepys.

چند سال بعد، پس از بازگرداندن او به عنوان پادشاه، چارلز دوم ۵۰ ساله درخواست ملاقات با نویسنده و دیاریست، سموئل پیپس، کرد.

منبع: IELTS Reading Real Exam Questions

George Templeton Strong, the indefatigable diarist, recognized, on his first visit on June 11, 1859, that the architects were building two different parks at once.

جرج تمپلتون استرانگ، دیاریست بی‌وقفه، در بازدید اول خود در ۱۱ ژوئن ۱۸۵۹ متوجه شد که معماران همزمان دو پارک متفاوت در حال ساخت هستند.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

Whether a novice facing a blank page or a seasoned scribbler with years of good meals and gossip in irregular notebooks, almost any diarist has asked themselves that question.

چه یک مبتدی که با یک صفحه خالی روبرو است و چه یک نویسنده باتجربه با سال‌ها غذای خوب و غیبت در دفترچه‌های نامنظم، تقریباً هر دیاریستی از خود این سؤال را پرسیده است.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید