dichotomist view
دیدگاه دوگانه گرا
dichotomist thinking
تفکر دوگانه گرا
dichotomist approach
رویکرد دوگانه گرا
dichotomist mindset
نگرش دوگانه گرا
dichotomist perspective
دیدگاه دوگانه گرا
dichotomist analysis
تجزیه و تحلیل دوگانه گرا
dichotomist framework
چارچوب دوگانه گرا
dichotomist classification
طبقه بندی دوگانه گرا
dichotomist reasoning
استدلال دوگانه گرا
dichotomist model
مدل دوگانه گرا
the dichotomist view simplifies complex issues.
دیدگاه دوگانهگرایانه مسائل پیچیده را ساده میکند.
as a dichotomist, she sees the world in black and white.
همانطور که یک دوگانهگراست، او جهان را سیاه و سفید میبیند.
his dichotomist thinking often leads to misunderstandings.
تفکر دوگانهگرایانه او اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.
the dichotomist approach can overlook important nuances.
رویکرد دوگانهگرایانه می تواند نکات مهم را نادیده بگیرد.
many philosophers criticize the dichotomist perspective.
بسیاری از فیلسوفان دیدگاه دوگانهگرایانه را مورد انتقاد قرار می دهند.
she prefers a more nuanced view than a dichotomist one.
او ترجیح می دهد دیدگاهی ظریف تر از یک دیدگاه دوگانهگرایانه داشته باشد.
the dichotomist mindset can limit creative thinking.
نگرش دوگانهگرایانه می تواند تفکر خلاق را محدود کند.
in debates, a dichotomist stance can polarize opinions.
در بحث ها، موضع دوگانهگرایانه می تواند نظرات را قطبی کند.
his dichotomist beliefs often clash with modern views.
اعتقادات دوگانهگرایانه او اغلب با دیدگاه های مدرن در تضاد است.
the dichotomist framework is useful in some analyses.
چارچوب دوگانهگرایانه در برخی تحلیل ها مفید است.
dichotomist view
دیدگاه دوگانه گرا
dichotomist thinking
تفکر دوگانه گرا
dichotomist approach
رویکرد دوگانه گرا
dichotomist mindset
نگرش دوگانه گرا
dichotomist perspective
دیدگاه دوگانه گرا
dichotomist analysis
تجزیه و تحلیل دوگانه گرا
dichotomist framework
چارچوب دوگانه گرا
dichotomist classification
طبقه بندی دوگانه گرا
dichotomist reasoning
استدلال دوگانه گرا
dichotomist model
مدل دوگانه گرا
the dichotomist view simplifies complex issues.
دیدگاه دوگانهگرایانه مسائل پیچیده را ساده میکند.
as a dichotomist, she sees the world in black and white.
همانطور که یک دوگانهگراست، او جهان را سیاه و سفید میبیند.
his dichotomist thinking often leads to misunderstandings.
تفکر دوگانهگرایانه او اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.
the dichotomist approach can overlook important nuances.
رویکرد دوگانهگرایانه می تواند نکات مهم را نادیده بگیرد.
many philosophers criticize the dichotomist perspective.
بسیاری از فیلسوفان دیدگاه دوگانهگرایانه را مورد انتقاد قرار می دهند.
she prefers a more nuanced view than a dichotomist one.
او ترجیح می دهد دیدگاهی ظریف تر از یک دیدگاه دوگانهگرایانه داشته باشد.
the dichotomist mindset can limit creative thinking.
نگرش دوگانهگرایانه می تواند تفکر خلاق را محدود کند.
in debates, a dichotomist stance can polarize opinions.
در بحث ها، موضع دوگانهگرایانه می تواند نظرات را قطبی کند.
his dichotomist beliefs often clash with modern views.
اعتقادات دوگانهگرایانه او اغلب با دیدگاه های مدرن در تضاد است.
the dichotomist framework is useful in some analyses.
چارچوب دوگانهگرایانه در برخی تحلیل ها مفید است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید