unifier

[ایالات متحده]/ˈjuːnɪfaɪə/
[بریتانیا]/ˈjunəˌfaɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که جمع می‌کند یا یکپارچه می‌سازد؛ نماد یا جایگزینی که یک موجودیت یکپارچه را نمایندگی می‌کند؛ شخص یا چیزی که باعث توافق یا هماهنگی می‌شود
Word Forms
جمعunifiers

عبارات و ترکیب‌ها

community unifier

هماهنگ‌کننده جامعه

cultural unifier

هماهنگ‌کننده فرهنگی

social unifier

هماهنگ‌کننده اجتماعی

political unifier

هماهنگ‌کننده سیاسی

national unifier

هماهنگ‌کننده ملی

economic unifier

هماهنگ‌کننده اقتصادی

team unifier

هماهنگ‌کننده تیم

global unifier

هماهنگ‌کننده جهانی

educational unifier

هماهنگ‌کننده آموزشی

spiritual unifier

هماهنگ‌کننده معنوی

جملات نمونه

the unifier of diverse cultures can bring harmony.

گردآورنده فرهنگ‌های متنوع می‌تواند باعث ایجاد هماهنگی شود.

he acted as a unifier in the community during the crisis.

او در طول بحران به عنوان یک گردآورنده در جامعه عمل کرد.

the unifier of ideas can foster innovation.

گردآورنده ایده‌ها می‌تواند باعث ایجاد نوآوری شود.

a good leader is often seen as a unifier.

یک رهبر خوب اغلب به عنوان یک گردآورنده دیده می‌شود.

the unifier of the team helped resolve conflicts.

گردآورنده تیم به حل اختلافات کمک کرد.

art can serve as a unifier among different communities.

هنر می‌تواند به عنوان یک گردآورنده در میان جوامع مختلف عمل کند.

the unifier role is crucial in negotiations.

نقش گردآورنده در مذاکرات بسیار مهم است.

education is often seen as a unifier in society.

آموزش اغلب به عنوان یک گردآورنده در جامعه دیده می‌شود.

he was recognized as a unifier in the political landscape.

او به عنوان یک گردآورنده در چشم‌انداز سیاسی شناخته شد.

the unifier of traditions can enrich our lives.

گردآورنده سنت‌ها می‌تواند زندگی ما را غنی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید