dickered around
چانه زدن
dickered with
چانه زدن با
dickered away
دور زدن
dickered up
افزایش دادن
dickered off
ترک کردن
dickered down
کاهش دادن
dickered for
برای چانه زدن
dickered back
بازگشت
dickered into
وارد شدن
dickered over
بحث کردن درباره
they dickered over the price of the car for hours.
آنها ساعتها در مورد قیمت ماشین چانه زنی کردند.
she dickered with the vendor to get a better deal.
او برای گرفتن معامله بهتری با فروشنده چانه زنی کرد.
we dickered about the terms of the contract.
ما در مورد شرایط قرارداد چانه زنی کردیم.
he dickered with his friends to lower the rent.
او برای کاهش اجاره با دوستانش چانه زنی کرد.
after dickered negotiations, they finally reached an agreement.
پس از مذاکرات چانه زنی، آنها سرانجام به توافق رسیدند.
they dickered back and forth until they settled on a price.
آنها این طرف و آن طرف چانه زنی کردند تا زمانی که روی قیمتی توافق کردند.
she dickered with the shopkeeper for a discount.
او برای گرفتن تخفیف با فروشنده چانه زنی کرد.
we dickered for hours, but the price remained the same.
ما ساعتها چانه زنی کردیم، اما قیمت همان بود.
he dickered over the salary until he got what he wanted.
او تا زمانی که خواستههایش را بدست آورد، در مورد حقوق و دستمزد چانه زنی کرد.
they dickered about the final details of the project.
آنها در مورد جزئیات نهایی پروژه چانه زنی کردند.
dickered around
چانه زدن
dickered with
چانه زدن با
dickered away
دور زدن
dickered up
افزایش دادن
dickered off
ترک کردن
dickered down
کاهش دادن
dickered for
برای چانه زدن
dickered back
بازگشت
dickered into
وارد شدن
dickered over
بحث کردن درباره
they dickered over the price of the car for hours.
آنها ساعتها در مورد قیمت ماشین چانه زنی کردند.
she dickered with the vendor to get a better deal.
او برای گرفتن معامله بهتری با فروشنده چانه زنی کرد.
we dickered about the terms of the contract.
ما در مورد شرایط قرارداد چانه زنی کردیم.
he dickered with his friends to lower the rent.
او برای کاهش اجاره با دوستانش چانه زنی کرد.
after dickered negotiations, they finally reached an agreement.
پس از مذاکرات چانه زنی، آنها سرانجام به توافق رسیدند.
they dickered back and forth until they settled on a price.
آنها این طرف و آن طرف چانه زنی کردند تا زمانی که روی قیمتی توافق کردند.
she dickered with the shopkeeper for a discount.
او برای گرفتن تخفیف با فروشنده چانه زنی کرد.
we dickered for hours, but the price remained the same.
ما ساعتها چانه زنی کردیم، اما قیمت همان بود.
he dickered over the salary until he got what he wanted.
او تا زمانی که خواستههایش را بدست آورد، در مورد حقوق و دستمزد چانه زنی کرد.
they dickered about the final details of the project.
آنها در مورد جزئیات نهایی پروژه چانه زنی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید