dicta

[ایالات متحده]/'dɪktə/
[بریتانیا]/'dɪktə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصول؛ بیانات معتبر (جمع دیتم)

عبارات و ترکیب‌ها

dicta of authority

نصیحت اقتدار

dicta of law

نصیحت قانون

dicta of wisdom

نصیحت خرد

dicta of reason

نصیحت عقل

dicta on justice

نصیحت عدالت

dicta of truth

نصیحت حقیقت

dicta of ethics

نصیحت اخلاق

dicta of faith

نصیحت ایمان

dicta of knowledge

نصیحت دانش

dicta of power

نصیحت قدرت

جملات نمونه

his dicta on leadership are widely respected.

نظرات او در مورد رهبری به طور گسترده مورد احترام است.

the judge's dicta influenced the outcome of the case.

نظرات قاضی بر نتیجه پرونده تأثیر گذاشت.

many scholars debate the significance of his dicta.

بسیاری از محققان اهمیت نظرات او را مورد بحث قرار می دهند.

her dicta about education shaped the curriculum.

نظرات او در مورد آموزش برنامه درسی را شکل داد.

the professor's dicta were quoted in several articles.

نظرات استاد در چندین مقاله نقل شده است.

he often shares his dicta during seminars.

او اغلب نظرات خود را در طول سمینارها به اشتراک می گذارد.

legal dicta can provide insight into judicial reasoning.

نظرات حقوقی می تواند بینشی در مورد استدلال قضایی ارائه دهد.

her dicta on social issues sparked a lively discussion.

نظرات او در مورد مسائل اجتماعی بحثی پر جنب و جوش را برانگیخت.

the author's dicta reflect his views on morality.

نظرات نویسنده دیدگاه های او را در مورد اخلاق منعکس می کند.

students are encouraged to analyze the dicta presented.

از دانش آموزان خواسته می شود تا نظرات ارائه شده را تجزیه و تحلیل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید