dictatorial

[ایالات متحده]/dɪktə'tɔːrɪəl/
[بریتانیا]/'dɪktə'tɔrɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خودکامه، سلطه‌جو، متکبر، فرماندهی‌کننده

جملات نمونه

an overbearing person.See Synonyms at dictatorial

یک فرد خودکامه. برای یافتن مترادف‌ها به دیکتاتورانه مراجعه کنید

The hostess indicated where the guests were to sit in her usual dictatorial manner.

میهماندار مکانی که مهمانان قرار بود بنشینند را به روش معمول خود به صورت دیکتاتورانه نشان داد.

At first he was most dictatorial and aggressive in what he said,but when he realised that he would get nowhere by that means,he began to sing another tune.

در ابتدا او بسیار خودکامه و تهاجمی صحبت می‌کرد، اما وقتی متوجه شد که با این روش به جایی نخواهد رسید، شروع به خواندن یک آهنگ دیگر کرد.

The dictator's dictatorial regime oppressed its citizens.

رژیم خودکامه دیکتاتور شهروندانش را سرکوب کرد.

Her dictatorial behavior alienated her colleagues.

رفتار خودکامه او باعث بیگانگی با همکارانش شد.

The company's dictatorial management style led to low morale among employees.

سبک مدیریت خودکامه شرکت منجر به کاهش روحیه کارمندان شد.

The dictator made all decisions without consulting anyone, showing his dictatorial tendencies.

دیکتاتور بدون مشورت با کسی همه تصمیمات را گرفت و نشان داد که تمایلات خودکامه دارد.

The dictator's dictatorial rule stifled freedom of speech in the country.

حکومت خودکامه دیکتاتور آزادی بیان را در کشور سرکوب کرد.

The dictator's dictatorial control over the media ensured only his propaganda was spread.

کنترل خودکامه دیکتاتور بر رسانه ها اطمینان حاصل کرد که فقط تبلیغات او منتشر شود.

The company's dictatorial CEO micromanages every aspect of the business.

مدیر عامل خودکامه شرکت، تمام جنبه های کسب و کار را به طور خرد مدیریت می کند.

The dictator's dictatorial behavior was met with resistance from the people.

رفتار خودکامه دیکتاتور با مقاومت مردم مواجه شد.

The dictator's dictatorial tendencies became more pronounced as he consolidated power.

تمایلات خودکامه دیکتاتور با تحکیم قدرت بیشتر نمایان شد.

The dictator's dictatorial regime was eventually overthrown by a popular uprising.

رژیم خودکامه دیکتاتور در نهایت توسط شورشی مردمی سرنگون شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید