dilator

[ایالات متحده]/daɪˈleɪtə/
[بریتانیا]/daɪˈleɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه یا عضله‌ای که انبساط را ایجاد می‌کند؛ ابزاری که در جراحی برای گسترش یک باز شدن استفاده می‌شود؛ چیزی که منبسط می‌کند
Word Forms
جمعdilators

عبارات و ترکیب‌ها

dilator therapy

درمان با دیلاتور

vaginal dilator

دیلاتور واژینال

anal dilator

دیلاتور آنال

dilator use

استفاده از دیلاتور

dilator insertion

قرار دادن دیلاتور

cervical dilator

دیلاتور گردن رحم

dilator training

آموزش دیلاتور

urethral dilator

دیلاتور اورترال

dilator technique

تکنیک دیلاتور

dilator device

دستگاه دیلاتور

جملات نمونه

the doctor prescribed a dilator for the patient.

پزشک یک گشادکننده برای بیمار تجویز کرد.

using a dilator can help relieve the discomfort.

استفاده از یک گشادکننده می تواند به تسکین ناراحتی کمک کند.

the dilator was essential during the procedure.

گشادکننده در طول فرآیند ضروری بود.

she felt a sense of relief after using the dilator.

او بعد از استفاده از گشادکننده احساس تسکین کرد.

he learned how to insert the dilator properly.

او یاد گرفت که چگونه به درستی گشادکننده را وارد کند.

many patients find a dilator helpful for their condition.

بسیاری از بیماران یک گشادکننده را برای وضعیت خود مفید می دانند.

the dilator comes in various sizes for different needs.

گشادکننده در اندازه های مختلف برای نیازهای مختلف عرضه می شود.

after the treatment, a dilator may be recommended.

پس از درمان، ممکن است استفاده از یک گشادکننده توصیه شود.

she was instructed on how to clean the dilator.

به او نحوه تمیز کردن گشادکننده آموزش داده شد.

using a dilator requires careful technique and practice.

استفاده از یک گشادکننده نیاز به تکنیک و تمرین دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید