diligently

[ایالات متحده]/'dilidʒəntli/
[بریتانیا]/ˈdɪləd ʒəntlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با تلاش دقیق و مداوم؛ سخت کوش.

عبارات و ترکیب‌ها

work diligently

کوشا تلاش کنید

study diligently

به دقت مطالعه کنید

practice diligently

به طور مداوم تمرین کنید

جملات نمونه

He applied himself diligently to learning French.

او با جدیت به یادگیری زبان فرانسه پرداخت.

He had studied diligently at college.

او با جدیت در دانشگاه تحصیل کرده بود.

She diligently studied for her exams.

او با جدیت برای امتحانات خود مطالعه کرد.

He worked diligently on his project.

او با جدیت روی پروژه خود کار کرد.

The students diligently took notes in class.

دانشجویان با جدیت در کلاس یادداشت کردند.

The chef diligently prepared the ingredients for the dish.

سرآشپز با جدیت مواد لازم برای غذا را آماده کرد.

The team diligently worked together to meet the deadline.

تیم با جدیت برای رسیدن به مهلت مقرر با هم همکاری کردند.

She diligently practiced the piano every day.

او هر روز با جدیت پیانو تمرین می کرد.

He diligently saved money for his future.

او با جدیت برای آینده خود پس انداز کرد.

The artist diligently perfected his craft.

هنرمند با جدیت هنر خود را کامل کرد.

The employees diligently followed the company's guidelines.

کارمندان دستورالعمل های شرکت را با جدیت دنبال کردند.

She diligently maintained a healthy lifestyle.

او با جدیت یک سبک زندگی سالم را حفظ کرد.

نمونه‌های واقعی

They'll notice whether or not you take notes diligently.

آنها متوجه خواهند شد که آیا شما یادداشت‌برداری را به طور دقیق انجام می‌دهید یا خیر.

منبع: Study Genius Charging Station

I'm sure you're diligently working on police business.

مطمئنم که شما به طور دقیق در حال انجام امور پلیس هستید.

منبع: English little tyrant

Surprisingly, the French state documented these abuses diligently (the archives provide the source of much of Mr Daughton's information).

به طور غیرمنتظره، دولت فرانسه این سوء استفاده ها را به طور دقیق مستند کرد (بایگانی ها منبع بسیاری از اطلاعات آقای داتون را ارائه می دهد).

منبع: The Economist (Summary)

After two months diligently following the program, Yao lost about 14 kg.

پس از دو ماه پیروی دقیق از برنامه، یاو حدود 14 کیلوگرم وزن کم کرد.

منبع: "The Sixth Sound" Reading Selection

Yea, thou shalt diligently consider his place, and it shall not be.

بله، شما باید مکان او را با دقت در نظر بگیرید و نباید باشد.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

Mr Roach has diligently mined the sources, but rather fussily deplores their bias and exaggeration.

آقای روچ به طور دقیق منابع را استخراج کرده است، اما به طور نسبتاً دمدمی به تعصب و اغراق آنها اعتراض دارد.

منبع: The Economist - Arts

U.S. Secretary of State Mike Pompeo says officials are, quote, working diligently to fix this thing.

وزیر امور خارجه ایالات متحده، مایک پامپئو، می گوید که مقامات در حال حاضر به طور دقیق در تلاش برای رفع این موضوع هستند.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

If she diligently learned the skills of sales and marketing, her income would jump dramatically.

اگر او به طور دقیق مهارت های فروش و بازاریابی را یاد گرفت، درآمد او به طور چشمگیری افزایش می یابد.

منبع: Rich Dad Poor Dad

For adults, keep your expenses low, reduce your liabilities, and diligently build a base of solid assets.

برای بزرگسالان، هزینه های خود را کم نگه دارید، بدهی های خود را کاهش دهید و به طور دقیق یک پایه از دارایی های قوی بسازید.

منبع: Rich Dad Poor Dad

Supported by her parents, Peng flourished in the pool while also continuing to study diligently at school.

با حمایت والدینش، پنگ در استخر شکوفا شد و همزمان به تحصیل در مدرسه نیز ادامه داد.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید