act negligently
عمل با بیاحتیاطی
negligently caused
بیاحتیاطی باعث شد
negligently failed to
بیاحتیاطی در انجام آن شکست
negligently overlooked
بیاحتیاطی از آن غفلت کرد
The driver negligently ran a red light, causing a serious accident.
راننده به طرز بیاحتیاطی از چراغ قرمز عبور کرد و باعث یک تصادف جدی شد.
He negligently left the stove on, which resulted in a small fire.
او به طرز بیاحتیاطی اجاق گاز را روشن گذاشت که باعث آتشسوزی کوچکی شد.
The doctor negligently prescribed the wrong medication to the patient.
پزشک به طرز بیاحتیاطی داروی اشتباهی برای بیمار تجویز کرد.
The company negligently exposed sensitive customer data, leading to a data breach.
شرکت به طرز بیاحتیاطی دادههای حساس مشتریان را افشا کرد که منجر به نقض دادهها شد.
She negligently forgot to lock the front door before leaving the house.
او به طرز بیاحتیاطی قبل از ترک خانه فراموش کرد که درب جلو را قفل کند.
The construction workers negligently failed to follow safety protocols, resulting in an accident.
کارهای ساختمانی به طرز بیاحتیاطی از رعایت پروتکلهای ایمنی پیروی نکردند که منجر به تصادفی شد.
The babysitter negligently left the toddler unattended near the pool.
نگهبان کودک به طرز بیاحتیاطی اجازه داد که کودک خردسال بدون مراقبت در نزدیکی استخر بماند.
The manager negligently overlooked an important deadline, causing delays in the project.
مدیر به طرز بیاحتیاطی مهلت مهمی را نادیده گرفت که باعث تاخیر در پروژه شد.
The teacher negligently misplaced the students' exam papers, causing confusion.
معلم به طرز بیاحتیاطی امتحان دانشآموزان را گم کرد که باعث سردرگمی شد.
The chef negligently burned the dish, resulting in a ruined dinner service.
آشپز به طرز بیاحتیاطی غذا را سوخت که باعث خراب شدن سرویس شام شد.
act negligently
عمل با بیاحتیاطی
negligently caused
بیاحتیاطی باعث شد
negligently failed to
بیاحتیاطی در انجام آن شکست
negligently overlooked
بیاحتیاطی از آن غفلت کرد
The driver negligently ran a red light, causing a serious accident.
راننده به طرز بیاحتیاطی از چراغ قرمز عبور کرد و باعث یک تصادف جدی شد.
He negligently left the stove on, which resulted in a small fire.
او به طرز بیاحتیاطی اجاق گاز را روشن گذاشت که باعث آتشسوزی کوچکی شد.
The doctor negligently prescribed the wrong medication to the patient.
پزشک به طرز بیاحتیاطی داروی اشتباهی برای بیمار تجویز کرد.
The company negligently exposed sensitive customer data, leading to a data breach.
شرکت به طرز بیاحتیاطی دادههای حساس مشتریان را افشا کرد که منجر به نقض دادهها شد.
She negligently forgot to lock the front door before leaving the house.
او به طرز بیاحتیاطی قبل از ترک خانه فراموش کرد که درب جلو را قفل کند.
The construction workers negligently failed to follow safety protocols, resulting in an accident.
کارهای ساختمانی به طرز بیاحتیاطی از رعایت پروتکلهای ایمنی پیروی نکردند که منجر به تصادفی شد.
The babysitter negligently left the toddler unattended near the pool.
نگهبان کودک به طرز بیاحتیاطی اجازه داد که کودک خردسال بدون مراقبت در نزدیکی استخر بماند.
The manager negligently overlooked an important deadline, causing delays in the project.
مدیر به طرز بیاحتیاطی مهلت مهمی را نادیده گرفت که باعث تاخیر در پروژه شد.
The teacher negligently misplaced the students' exam papers, causing confusion.
معلم به طرز بیاحتیاطی امتحان دانشآموزان را گم کرد که باعث سردرگمی شد.
The chef negligently burned the dish, resulting in a ruined dinner service.
آشپز به طرز بیاحتیاطی غذا را سوخت که باعث خراب شدن سرویس شام شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید