dilution

[ایالات متحده]/daɪ'luːʃn/
[بریتانیا]/dɪ'ljʊʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند رقیق کردن یک مایع با افزودن آب یا حلال دیگر؛ روشی برای کاهش غلظت یک ماده؛ ماده‌ای که برای رقیق کردن استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعdilutions

عبارات و ترکیب‌ها

dilution factor

ضریب رقیق‌سازی

dilution series

سری رقیق‌سازی

dilution method

روش رقیق‌سازی

dilution ratio

نسبت رقیق‌سازی

dilution rate

نرخ رقیق‌سازی

rate of dilution

نرخ رقیق‌سازی

dilution effect

اثر رقیق‌سازی

جملات نمونه

The dilution of the company's shares led to a drop in stock price.

تخفيف سهام شرکت منجر به کاهش قیمت سهام شد.

The dilution of the solution made it less concentrated.

تخفيف محلول باعث کاهش غلظت آن شد.

Overdilution of the mixture resulted in a weak flavor.

تخفيف بیش از حد مخلوط منجر به طعم ضعیف شد.

The dilution factor must be carefully calculated in the experiment.

ضریب تخفيف بايد به دقت در آزمايش محاسبه شود.

The dilution process involves adding more solvent to decrease concentration.

فرایند تخفيف شامل افزودن حلال بیشتر برای کاهش غلظت است.

Dilution is a common technique used in chemistry laboratories.

تخفيف یک تکنیک رایج است که در آزمایشگاه های شیمی استفاده می شود.

The dilution of responsibilities among team members can lead to confusion.

تخفيف مسئولیت ها در بین اعضای تیم می تواند منجر به سردرگمی شود.

Dilution is often necessary to adjust the strength of a solution.

تخفيف اغلب برای تنظیم قدرت یک محلول ضروری است.

The dilution of power within the organization caused inefficiencies.

تخفيف قدرت در داخل سازمان منجر به ناکارآمدی شد.

Proper dilution is crucial for accurate measurement in the laboratory.

تخفيف مناسب برای اندازه گیری دقیق در آزمایشگاه بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید