disadaptation

[ایالات متحده]/[ˌdɪsædˈpteɪʃən]/
[بریتانیا]/[ˌdɪsædˈpteɪʃən]/

ترجمه

n. فرآیند از دست دادن یا ناتوانی در سازگاری با یک محیط یا موقعیت جدید؛ ناتوانی در سازگاری با شرایط جدید.

عبارات و ترکیب‌ها

disadaptation syndrome

سندرم ناسازگاری

experiencing disadaptation

تجربه ناسازگاری

disadaptation effects

اثرات ناسازگاری

avoiding disadaptation

اجتناب از ناسازگاری

disadaptation process

فرآیند ناسازگاری

causing disadaptation

باعث ناسازگاری

marked disadaptation

ناسازگاری آشکار

overcoming disadaptation

غلبه بر ناسازگاری

disadaptation stage

مرحله ناسازگاری

early disadaptation

ناسازگاری اولیه

جملات نمونه

the patient experienced significant disadaptation after the stroke, struggling with daily tasks.

بیمار پس از سکته مغزی دچار ناسازگاری قابل توجهی شد و در انجام امور روزمره دچار مشکل شد.

disadaptation to the new work environment led to decreased productivity and morale.

ناسازگاری با محیط کار جدید منجر به کاهش بهره‌وری و روحیه شد.

successful therapy aims to minimize disadaptation and promote positive coping mechanisms.

درمان موفقیت‌آمیز هدف آن به حداقل رساندن ناسازگاری و ترویج مکانیسم‌های مقابله‌ای مثبت است.

children often demonstrate disadaptation when facing major life changes like moving schools.

کودکان اغلب زمانی که با تغییرات عمده‌ای در زندگی مانند تغییر مدرسه مواجه می‌شوند، ناسازگاری نشان می‌دهند.

the company's rigid structure hindered employee disadaptation to evolving market demands.

ساختار سفت و سخت شرکت، سازگاری کارکنان با تغییرات بازار را مختل کرد.

understanding the root causes of disadaptation is crucial for effective intervention.

درک علل ریشه‌ای ناسازگاری برای مداخله مؤثر بسیار مهم است.

early identification of disadaptation can prevent long-term negative consequences.

تشخیص زودهنگام ناسازگاری می‌تواند از عواقب منفی طولانی‌مدت جلوگیری کند.

the elderly may experience disadaptation following retirement and loss of routine.

سالمندان ممکن است پس از بازنشستگی و از دست دادن روتین، دچار ناسازگاری شوند.

disadaptation can manifest as anxiety, depression, or social withdrawal.

ناسازگاری می‌تواند به صورت اضطراب، افسردگی یا انزوا اجتماعی بروز کند.

a supportive environment can facilitate disadaptation and promote resilience.

یک محیط حمایتی می‌تواند سازگاری را تسهیل کرده و تاب‌آوری را ترویج کند.

the study investigated the factors contributing to disadaptation among refugees.

این مطالعه عواملی را که به ناسازگاری در بین پناهندگان کمک می‌کنند، بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید