frustration

[ایالات متحده]/frʌˈstreɪʃn/
[بریتانیا]/frʌˈstreɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکست‌ها؛ ناکامی؛ باخت؛ ناامیدی؛ دلسردی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

Deep frustration

احساس عمیق ناامیدی

Sense of frustration

حس ناامیدی

Frustration builds up

ناامیدی افزایش می‌یابد

Overwhelmed by frustration

تحت تأثیر شدید ناامیدی قرار گرفتن

جملات نمونه

the frustration of their wishes.

ناامیدی از خواسته هایشان.

frustration of our design

ناامیدی از طراحی ما

the inherent frustrations of assembly line work.

ناامیدی‌های ذاتی کار خط تولید

Anna was almost crying with frustration.

آنا تقریباً از سر ناامیدی گریه می‌کرد.

frustration made him bang his head against the wall.

ناامیدی باعث شد سر خود را به دیوار بکوبد.

we direct our anger and frustration at family.

ما خشم و ناامیدی خود را به سمت خانواده نشانه می گیریم.

years of frustration spilled over into violence.

سال ها ناامیدی به خشونت کشیده شد.

Don't take your frustration out in such an aggressive manner.

ناامیدی خود را به این شکل تهاجمی بروز ندهید.

Willful people cannot tolerate the slightest frustration of their wishes.

افراد سرسخت نمی توانند حتی کوچکترین ناامیدی از خواسته هایشان را تحمل کنند.

crying out of bitter frustration

فریاد از ناامیدی تلخ

He had to fight back tears of frustration.

او مجبور شد جلوی اشک های ناامیدی خود را بگیرد.

wild feelings of frustration were rising up in his breast.

احساسات وحشیانه ناامیدی در سینه او در حال افزایش بود.

He beat his hands on the steering wheel in frustration.

او در حالی که ناامید بود، دست های خود را به روی فرمان زد.

He took his pent up frustration out on his family.

او ناامیدی سرکوب شده خود را بر سر خانواده خود خالی کرد.

He vented his frustration on his wife.

او ناامیدی خود را بر سر همسرش خالی کرد.

before the kick-off a player has to set his disappointments and frustrations to one side.

قبل از شروع بازی، یک بازیکن باید ناامیدی‌ها و سرخوردگی‌های خود را کنار بگذارد.

The speaker stopped, allowing the crowd time to give voice to their frustration and feelings.

سخنرایس متوقف شد و به حاضران اجازه داد تا ناامیدی و احساسات خود را بیان کنند.

Learn quadrennium,me deeper taste to,and Honor student work together,lead me try conclusions with middle profit;to practice difficulty challenge,let me at frustration middle pullulate to.

یاد بگیرید دوره چهار ساله، به من طعم عمیق تر بدهید، و دانش آموزان افتخار با هم همکاری کنند، مرا به سمت نتیجه گیری با سود متوسط ​​هدایت کنید؛ برای تمرین چالش دشوار، اجازه دهید من در وسط ناامیدی شکوفا شوم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید