disagreeably

[ایالات متحده]/ˌdisə'griəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز ناخوشایند یا نامطلوب

جملات نمونه

rudely unaccommodating to the customers; icily neutral, disagreeably unhelpful.

بی‌توجهی زننده به مشتریان؛ سرد و بی‌تفاوت، غیرمساعد و بی‌فایده.

The food at the restaurant was disagreeably salty.

غذا در رستوران به طرز ناخوشاوری شور بود.

She spoke in a disagreeably loud voice.

او با صدایی ناخوشاوت و بلند صحبت کرد.

The room had a disagreeably musty smell.

اتاق بوی نم‌گرفته‌ای ناخوشاوت داشت.

He stared at her disagreeably, making her uncomfortable.

او به طرز ناخوشاوت به او خیره شد و باعث ناراحتی او شد.

The weather turned disagreeably cold overnight.

هوا شب‌ها به طرز ناخوشاوت سرد شد.

The movie ended in a disagreeably abrupt manner.

فیلم به طرز ناخوشاوت و ناگهانی به پایان رسید.

She found his behavior disagreeably rude.

او رفتار او را به طرز ناخوشاوت و بی‌ادبانه یافت.

The music was played at a disagreeably high volume.

موسیقی با صدای بسیار بلند و ناخوشاوت پخش شد.

The meeting ended on a disagreeably sour note.

جلسه با حال و هوای ناخوشاوت و تلخ به پایان رسید.

The new policy was received disagreeably by the employees.

سیاست جدید به طرز ناخوشاوت توسط کارمندان دریافت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید