disbelieve

[ایالات متحده]/dɪsbɪ'liːv/
[بریتانیا]/ˌdɪsbɪˈliv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: انکار کردن به باور; شک داشتن یا بدبین بودن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردdisbelieves
قسمت سوم فعلdisbelieved
زمان گذشتهdisbelieved
صفت یا فعل حال استمراریdisbelieving
جمعdisbelieves

جملات نمونه

he seemed to disbelieve her.

او به نظر می رسید که او را باور نداشت.

to disbelieve is as much an act of faith as belief.

باور نداشتن به اندازه باور کردن، یک عمل ایمان است.

to disbelieve in God/devils

به خدا/شیطان‌ها باور نداشته باشد.

Don’t think I disbelieve your story.

فکر نکن من داستان شما را باور ندارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید