disciplinable

[ایالات متحده]/ˈdɪsɪplɪnəbl/
[بریتانیا]/ˈdɪsɪplɪnəbl/

ترجمه

adj. قابلیت آموزش دیدن؛ تحت انضباط

عبارات و ترکیب‌ها

disciplinable behavior

رفتار قابل تنبیه

disciplinable actions

اقدامات قابل تنبیه

disciplinable students

دانجویان قابل تنبیه

disciplinable tasks

وظایف قابل تنبیه

disciplinable individuals

افراد قابل تنبیه

disciplinable issues

مشکلات قابل تنبیه

disciplinable practices

روش های قابل تنبیه

disciplinable techniques

تکنیک های قابل تنبیه

disciplinable environments

محیط های قابل تنبیه

disciplinable principles

اصول قابل تنبیه

جملات نمونه

children are often seen as disciplinable individuals.

اغلب کودکان به عنوان افرادی قابل تنبیه دیده می شوند.

in a classroom, students must be disciplinable to succeed.

در یک کلاس درس، دانش آموزان باید قابل تنبیه باشند تا موفق شوند.

he believes that all pets are disciplinable with proper training.

او معتقد است که همه حیوانات خانگی با آموزش مناسب قابل تنبیه هستند.

disciplinable behavior is essential for team success.

رفتار قابل تنبیه برای موفقیت تیم ضروری است.

parents should encourage their children to be disciplinable.

والدین باید تشویق کنند که فرزندانشان قابل تنبیه باشند.

being disciplinable helps in personal development.

قابل تنبیه بودن به رشد شخصی کمک می کند.

teachers appreciate students who are disciplinable.

معلمان از دانش آموزانی که قابل تنبیه هستند قدردانی می کنند.

disciplinable individuals often achieve their goals.

افراد قابل تنبیه اغلب به اهداف خود می رسند.

in sports, being disciplinable is crucial for athletes.

در ورزش، قابل تنبیه بودن برای ورزشکاران بسیار مهم است.

he is known for his disciplinable nature in the workplace.

او به خاطر طبیعت قابل تنبیه اش در محل کار شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید