disclosing

[ایالات متحده]/dɪsˈkloʊzɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsˈkloʊzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. افشا کردن یا شناساندن؛ نمایان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

disclosing information

افشای اطلاعات

disclosing details

افشای جزئیات

disclosing findings

افشای یافته‌ها

disclosing risks

افشای خطرات

disclosing secrets

افشای اسرار

disclosing data

افشای داده‌ها

disclosing evidence

افشای مدارک

disclosing results

افشای نتایج

disclosing agreements

افشای توافقات

disclosing policies

افشای سیاست‌ها

جملات نمونه

disclosing sensitive information can lead to serious consequences.

افشای اطلاعات حساس می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

the company is disclosing its financial results next week.

شرکت هفته آینده نتایج مالی خود را منتشر خواهد کرد.

she is disclosing her findings in a public forum.

او یافته‌های خود را در یک انجمن عمومی منتشر می‌کند.

disclosing the truth is essential for building trust.

افشای حقیقت برای ایجاد اعتماد ضروری است.

he avoided disclosing any personal details during the interview.

او از افشای هرگونه جزئیات شخصی در طول مصاحبه خودداری کرد.

disclosing your plans can sometimes backfire.

افشای برنامه‌هایتان گاهی اوقات ممکن است نتیجه معکوسی داشته باشد.

they are disclosing the results of the survey to the public.

آنها نتایج نظرسنجی را برای عموم منتشر می‌کنند.

disclosing confidential data without permission is illegal.

افشای داده‌های محرمانه بدون اجازه غیرقانونی است.

the organization is committed to disclosing all relevant information.

سازمان متعهد به افشای تمام اطلاعات مربوطه است.

disclosing your weaknesses can be a sign of strength.

افشای نقاط ضعف شما می‌تواند نشانه‌ای از قدرت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید