discrepancies

[ایالات متحده]/dɪsˈkrɛpənsiːz/
[بریتانیا]/dɪsˈkrɛpənsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تفاوت‌ها یا ناهماهنگی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

data discrepancies

ناهمخوانی‌های داده

report discrepancies

ناهمخوانی‌های گزارش

account discrepancies

ناهمخوانی‌های حساب

payment discrepancies

ناهمخوانی‌های پرداخت

inventory discrepancies

ناهمخوانی‌های موجودی

billing discrepancies

ناهمخوانی‌های صورت‌حساب

transaction discrepancies

ناهمخوانی‌های تراکنش

record discrepancies

ناهمخوانی‌های سابقه

file discrepancies

ناهمخوانی‌های فایل

audit discrepancies

ناهمخوانی‌های حسابرسی

جملات نمونه

there were discrepancies in the financial reports.

در گزارش‌های مالی مغایرت‌هایی وجود داشت.

we need to address the discrepancies between the two datasets.

ما باید مغایرت‌ها بین دو مجموعه داده را برطرف کنیم.

discrepancies in the survey results raised concerns.

مغایرت‌ها در نتایج نظرسنجی نگرانی ایجاد کرد.

it's important to resolve any discrepancies promptly.

حل هرگونه مغایرت به سرعت مهم است.

the discrepancies in testimony led to further investigation.

مغایرت‌ها در شهادت‌ها منجر به تحقیقات بیشتر شد.

we discovered discrepancies in the inventory counts.

ما مغایرت‌هایی را در شمارش موجودی کشف کردیم.

there are discrepancies between the expected and actual outcomes.

مغایرت‌هایی بین نتایج مورد انتظار و نتایج واقعی وجود دارد.

discrepancies can occur due to human error.

مغایرت‌ها ممکن است به دلیل خطای انسانی رخ دهد.

the auditor found several discrepancies during the review.

بازرس چندین مغایرت را در طول بررسی یافت.

addressing discrepancies is crucial for maintaining trust.

رسیدگی به مغایرت‌ها برای حفظ اعتماد بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید