inconsistencies

[ایالات متحده]/ˌɪnkənˈsɪstənsiːz/
[بریتانیا]/ˌɪnkənˈsɪstənsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ناهماهنگی یا متناقض بودن

عبارات و ترکیب‌ها

address inconsistencies

ناهمگنی‌های آدرس

identify inconsistencies

تشخیص ناهمگنی‌ها

report inconsistencies

گزارش ناهمگنی‌ها

resolve inconsistencies

حل ناهمگنی‌ها

analyze inconsistencies

تجزیه و تحلیل ناهمگنی‌ها

document inconsistencies

مستندسازی ناهمگنی‌ها

examine inconsistencies

بررسی ناهمگنی‌ها

find inconsistencies

یافتن ناهمگنی‌ها

eliminate inconsistencies

حذف ناهمگنی‌ها

track inconsistencies

ردیابی ناهمگنی‌ها

جملات نمونه

there are inconsistencies in the data collected.

ناهمگنی‌هایی در داده‌های جمع‌آوری‌شده وجود دارد.

we need to address the inconsistencies in our report.

ما باید به مشکل ناهمگنی‌ها در گزارش خود رسیدگی کنیم.

inconsistencies in the witness statements raised doubts.

ناهمگنی‌ها در اظهارات شاهدان باعث ایجاد تردید شد.

the findings showed several inconsistencies with previous studies.

نتایج نشان داد چندین ناهمگنی با مطالعات قبلی وجود دارد.

she pointed out the inconsistencies in his story.

او به ناهمگنی‌ها در داستان او اشاره کرد.

inconsistencies can lead to confusion among team members.

ناهمگنی‌ها می‌تواند منجر به سردرگمی در بین اعضای تیم شود.

the audit revealed inconsistencies in financial records.

بررسی حسابرسی ناهمگنی‌ها در سوابق مالی را نشان داد.

we must resolve any inconsistencies before finalizing the project.

ما باید هرگونه ناهمگنی را قبل از نهایی کردن پروژه حل کنیم.

identifying inconsistencies is crucial for quality assurance.

شناسایی ناهمگنی‌ها برای اطمینان از کیفیت بسیار مهم است.

his explanation was full of inconsistencies.

توضیح او پر از ناهمگنی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید