discursively

[ایالات متحده]/dis'kə:sivli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای پرپیچ و خم یا غیرمستقیم، استنباط‌هایی را به دست آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

discursively construct meaning

ساختن معنا به صورت گفتمانی

articulate ideas discursively

بیان ایده‌ها به صورت گفتمانی

جملات نمونه

She spoke discursively about the history of the city.

او در مورد تاریخ شهر به طور غیررسمی صحبت کرد.

The professor discursively explored various theories in the lecture.

استاد به طور غیررسمی نظریه‌های مختلف را در سخنرانی مورد بررسی قرار داد.

His writing style is often discursively complex.

سبک نوشتاری او اغلب به طور غیررسمی پیچیده است.

The author discursively analyzed the social issues in the novel.

نویسنده به طور غیررسمی مسائل اجتماعی را در رمان تجزیه و تحلیل کرد.

The discussion in the meeting proceeded discursively.

بحث در جلسه به طور غیررسمی پیش رفت.

The book is structured discursively, with multiple narrative threads.

کتاب به طور غیررسمی ساختار یافته است، با چندین خط داستانی.

The conversation meandered discursively through various topics.

گفتگو به طور غیررسمی از طریق موضوعات مختلف سرگردان شد.

The presentation was discursively organized, covering a wide range of ideas.

ارائه به طور غیررسمی سازماندهی شده بود و طیف گسترده‌ای از ایده‌ها را پوشش می‌داد.

Her essay is discursively rich, exploring different perspectives on the issue.

مقاله او به طور غیررسمی غنی است و دیدگاه‌های مختلف در مورد موضوع را بررسی می‌کند.

The documentary film discursively delves into the history of the region.

فیلم مستند به طور غیررسمی به بررسی تاریخ منطقه می‌پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید