communicate verbally
ارتباط برقرار کردن به صورت شفاهی
express verbally
بیان شفاهی
By the age of two most children have begun to communicate verbally.
تا سن دو سالگی، بیشتر کودکان شروع به برقراری ارتباط به صورت کلامی کرده اند.
I will communicate your views verbally to the members of the committee.
من نظرات شما را به صورت کلامی به اعضای کمیته منتقل خواهم کرد.
He verbally laced into his son for his misbehavior.
او به طور لفظی به دلیل رفتار نامناسب پسرش به او ایراد گرفت.
She expressed her thoughts verbally during the meeting.
او افکار خود را به صورت شفاهی در طول جلسه بیان کرد.
It's important to communicate verbally in a clear and concise manner.
ارتباط شفاهی به روشی واضح و مختصر بسیار مهم است.
The teacher asked the students to verbally explain their answers.
معلم از دانش آموزان خواست تا پاسخ های خود را به صورت شفاهی توضیح دهند.
He was able to resolve the issue verbally without any conflict.
او توانست مشکل را به صورت شفاهی بدون هیچ گونه درگیری حل کند.
The contract was verbally agreed upon but not yet signed.
قراداد به صورت شفاهی توافق شد اما هنوز امضا نشده است.
She prefers to communicate verbally rather than through text messages.
او ترجیح می دهد به جای پیامک به صورت شفاهی ارتباط برقرار کند.
The manager provided feedback verbally to the team members.
مدیر بازخورد را به صورت شفاهی به اعضای تیم ارائه داد.
It's important to confirm important details verbally to avoid misunderstandings.
برای جلوگیری از سوء تفاهم مهم است که جزئیات مهم را به صورت شفاهی تأیید کنید.
The instructions were given verbally before the demonstration.
دستورالعمل ها قبل از نمایش به صورت شفاهی داده شد.
He always expresses his emotions verbally rather than keeping them to himself.
او همیشه احساسات خود را به صورت شفاهی بیان می کند به جای اینکه آنها را برای خود نگه دارد.
I've often been verbally attacked behind their doors.
من اغلب به طور شفاهی پشت درهای آنها مورد حمله قرار گرفته ام.
منبع: TED Talks (Audio Version) February 2016 CollectionWe communicate affection and attention both verbally and non-verbally, through actions like touch.
ما علاقه و توجه را هم به صورت کلامی و هم غیرکلامی از طریق اقداماتی مانند لمس منتقل می کنیم.
منبع: Reel Knowledge ScrollNow, we have a cup of tea tips on how to come up with transitions verbally.
اکنون، ما یک فنجان چای داریم و نکاتی در مورد نحوه ایجاد تغییرات به صورت کلامی.
منبع: Stanford Open Course: How to Communicate EffectivelyI verbally say my notes to retain information.
من یادداشت هایم را به صورت کلامی می گویم تا اطلاعات را حفظ کنم.
منبع: Psychology Mini ClassI won't say, verbally what it says.
من نمی گویم، به صورت کلامی چه می گوید.
منبع: Learn to dress like a celebrity.His two ex-wives say he physically and verbally assaulted them.
دو همسر سابقش می گویند که او به طور فیزیکی و کلامی به آنها حمله کرده است.
منبع: PBS English NewsI need you to verbally tell me whether or not to.
من به شما نیاز دارم که به من بگویید که آیا باید انجام دهم یا نه.
منبع: The Martian Original SoundtrackWe were verbally abused and insulted. Every day a different person would come in.
ما مورد آزار و توهین کلامی قرار گرفتیم. هر روز یک شخص متفاوت وارد می شد.
منبع: VOA Standard April 2015 CollectionThis gives the person a choice, allowing him to verbally opt in.
این به شخص این حق را می دهد که به صورت کلامی در آن شرکت کند.
منبع: Past exam questions of new reading types in the postgraduate entrance examination.Some people verbally or physically lash out at others brought on by BPD.
برخی افراد به صورت کلامی یا فیزیکی به دیگران حمله می کنند که ناشی از BPD است.
منبع: Psychology Mini Classcommunicate verbally
ارتباط برقرار کردن به صورت شفاهی
express verbally
بیان شفاهی
By the age of two most children have begun to communicate verbally.
تا سن دو سالگی، بیشتر کودکان شروع به برقراری ارتباط به صورت کلامی کرده اند.
I will communicate your views verbally to the members of the committee.
من نظرات شما را به صورت کلامی به اعضای کمیته منتقل خواهم کرد.
He verbally laced into his son for his misbehavior.
او به طور لفظی به دلیل رفتار نامناسب پسرش به او ایراد گرفت.
She expressed her thoughts verbally during the meeting.
او افکار خود را به صورت شفاهی در طول جلسه بیان کرد.
It's important to communicate verbally in a clear and concise manner.
ارتباط شفاهی به روشی واضح و مختصر بسیار مهم است.
The teacher asked the students to verbally explain their answers.
معلم از دانش آموزان خواست تا پاسخ های خود را به صورت شفاهی توضیح دهند.
He was able to resolve the issue verbally without any conflict.
او توانست مشکل را به صورت شفاهی بدون هیچ گونه درگیری حل کند.
The contract was verbally agreed upon but not yet signed.
قراداد به صورت شفاهی توافق شد اما هنوز امضا نشده است.
She prefers to communicate verbally rather than through text messages.
او ترجیح می دهد به جای پیامک به صورت شفاهی ارتباط برقرار کند.
The manager provided feedback verbally to the team members.
مدیر بازخورد را به صورت شفاهی به اعضای تیم ارائه داد.
It's important to confirm important details verbally to avoid misunderstandings.
برای جلوگیری از سوء تفاهم مهم است که جزئیات مهم را به صورت شفاهی تأیید کنید.
The instructions were given verbally before the demonstration.
دستورالعمل ها قبل از نمایش به صورت شفاهی داده شد.
He always expresses his emotions verbally rather than keeping them to himself.
او همیشه احساسات خود را به صورت شفاهی بیان می کند به جای اینکه آنها را برای خود نگه دارد.
I've often been verbally attacked behind their doors.
من اغلب به طور شفاهی پشت درهای آنها مورد حمله قرار گرفته ام.
منبع: TED Talks (Audio Version) February 2016 CollectionWe communicate affection and attention both verbally and non-verbally, through actions like touch.
ما علاقه و توجه را هم به صورت کلامی و هم غیرکلامی از طریق اقداماتی مانند لمس منتقل می کنیم.
منبع: Reel Knowledge ScrollNow, we have a cup of tea tips on how to come up with transitions verbally.
اکنون، ما یک فنجان چای داریم و نکاتی در مورد نحوه ایجاد تغییرات به صورت کلامی.
منبع: Stanford Open Course: How to Communicate EffectivelyI verbally say my notes to retain information.
من یادداشت هایم را به صورت کلامی می گویم تا اطلاعات را حفظ کنم.
منبع: Psychology Mini ClassI won't say, verbally what it says.
من نمی گویم، به صورت کلامی چه می گوید.
منبع: Learn to dress like a celebrity.His two ex-wives say he physically and verbally assaulted them.
دو همسر سابقش می گویند که او به طور فیزیکی و کلامی به آنها حمله کرده است.
منبع: PBS English NewsI need you to verbally tell me whether or not to.
من به شما نیاز دارم که به من بگویید که آیا باید انجام دهم یا نه.
منبع: The Martian Original SoundtrackWe were verbally abused and insulted. Every day a different person would come in.
ما مورد آزار و توهین کلامی قرار گرفتیم. هر روز یک شخص متفاوت وارد می شد.
منبع: VOA Standard April 2015 CollectionThis gives the person a choice, allowing him to verbally opt in.
این به شخص این حق را می دهد که به صورت کلامی در آن شرکت کند.
منبع: Past exam questions of new reading types in the postgraduate entrance examination.Some people verbally or physically lash out at others brought on by BPD.
برخی افراد به صورت کلامی یا فیزیکی به دیگران حمله می کنند که ناشی از BPD است.
منبع: Psychology Mini Classلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید