disembarkments

[ایالات متحده]/ˌdɪsɪmˈbɑːkmənts/
[بریتانیا]/ˌdɪsɪmˈbɑrkmənts/

ترجمه

n. عمل پیاده شدن یا فرآیند ترک یک کشتی یا هواپیما

عبارات و ترکیب‌ها

frequent disembarkments

نزول‌های مکرر

smooth disembarkments

نزول‌های روان

planned disembarkments

نزول‌های برنامه‌ریزی‌شده

delayed disembarkments

نزول‌های تأخیری

safe disembarkments

نزول‌های ایمن

early disembarkments

نزول‌های زودهنگام

mass disembarkments

نزول‌های دسته‌ای

orderly disembarkments

نزول‌های منظم

quick disembarkments

نزول‌های سریع

unplanned disembarkments

نزول‌های غیربرنامه‌ریزی‌شده

جملات نمونه

disembarkments at the port are scheduled for noon.

زمان تخلیه در بندر برای ظهر برنامه ریزی شده است.

the disembarkments of passengers were smooth and efficient.

تخلیه مسافران روان و کارآمد بود.

weather conditions can affect disembarkments significantly.

شرایط آب و هوایی می تواند تأثیر قابل توجهی بر تخلیه داشته باشد.

we need to coordinate disembarkments with local authorities.

ما باید تخلیه را با مقامات محلی هماهنگ کنیم.

disembarkments from the cruise ship started early in the morning.

تخلیه از کشتی کروز صبح زود شروع شد.

safety protocols are crucial during disembarkments.

پروتکل های ایمنی در طول تخلیه حیاتی هستند.

disembarkments can be delayed due to customs inspections.

تخلیه ممکن است به دلیل بازرسی های گمرکی به تأخیر بیفتد.

we monitored the disembarkments to ensure passenger safety.

ما تخلیه را برای اطمینان از ایمنی مسافران رصد کردیم.

the disembarkments were organized by the ship's crew.

تخلیه توسط خدمه کشتی سازماندهی شد.

efficient disembarkments can enhance the travel experience.

تخلیه کارآمد می تواند تجربه سفر را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید