dishwashings

[ایالات متحده]/ˈdɪʃˌwɒʃɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdɪʃˌwɑːʃɪŋz/

ترجمه

v. شستن ظرف‌ها
n. عمل شستن ظرف‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

dishwashings daily

شستشوی روزانه

dishwashings schedule

برنامه شستشو

dishwashings service

خدمات شستشو

dishwashings tips

نکات شستشو

dishwashings machine

ماشین ظرفشویی

dishwashings load

بار شستشو

dishwashings routine

روتین شستشو

dishwashings process

فرآیند شستشو

dishwashings detergent

مواد شوینده ظرفشویی

dishwashings problems

مشکلات شستشو

جملات نمونه

after dinner, i always do the dishwashings.

بعد از شام، من همیشه کار شستن ظرف‌ها را انجام می‌دهم.

she prefers to handle the dishwashings herself.

او ترجیح می‌دهد خودش کار شستن ظرف‌ها را انجام دهد.

he complained about the dishwashings piling up.

او در مورد انباشته شدن ظرف‌ها شکایت کرد.

they decided to share the dishwashings this week.

آنها تصمیم گرفتند این هفته کار شستن ظرف‌ها را تقسیم کنند.

we need to find a better way to manage the dishwashings.

ما باید راهی بهتر برای مدیریت کار شستن ظرف‌ها پیدا کنیم.

doing the dishwashings can be quite therapeutic.

انجام کار شستن ظرف‌ها می‌تواند بسیار آرامش‌بخش باشد.

he often forgets about the dishwashings until it's too late.

او اغلب فراموش می‌کند که کار شستن ظرف‌ها را تا زمانی که خیلی دیر شده انجام دهد.

she listens to music while doing the dishwashings.

او در حالی که ظرف‌ها را می‌شوید به موسیقی گوش می‌دهد.

they installed a new dishwasher to reduce dishwashings.

آنها یک ماشین ظرفشویی جدید نصب کردند تا تعداد ظرف‌ها را کاهش دهند.

we have a system for dividing the dishwashings fairly.

ما سیستمی برای تقسیم عادلانه کار شستن ظرف‌ها داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید