economic disincentives
مشوقهای اقتصادی نامطلوب
disincentives to invest
مشوقهای نامطلوب برای سرمایهگذاری
disincentives for growth
مشوقهای نامطلوب برای رشد
disincentives in policy
مشوقهای نامطلوب در سیاستگذاری
disincentives to work
مشوقهای نامطلوب برای کار
social disincentives
مشوقهای اجتماعی نامطلوب
disincentives for innovation
مشوقهای نامطلوب برای نوآوری
disincentives to save
مشوقهای نامطلوب برای پسانداز
disincentives for education
مشوقهای نامطلوب برای آموزش
disincentives in regulation
مشوقهای نامطلوب در مقرراتگذاری
high taxes can create disincentives for investment.
مالیاتهای بالا میتوانند باعث ایجاد انگیزه سلب برای سرمایهگذاری شوند.
disincentives to work can lead to lower productivity.
انگیزهسلب برای کار میتواند منجر به کاهش بهرهوری شود.
the company removed disincentives to encourage employee performance.
شرکت، انگیزهسلبها را برای تشویق عملکرد کارکنان حذف کرد.
disincentives in the policy may discourage innovation.
انگیزهسلبها در سیاست ممکن است نوآوری را دلسرد کند.
we need to identify disincentives that affect customer satisfaction.
ما باید انگیزهسلبهایی را که بر رضایت مشتری تأثیر میگذارند، شناسایی کنیم.
disincentives can hinder economic growth.
انگیزهسلبها میتوانند رشد اقتصادی را مختل کنند.
addressing disincentives is crucial for effective policy-making.
رسیدگی به انگیزهسلبها برای سیاستگذاری مؤثر بسیار مهم است.
there are disincentives for companies to adopt green technologies.
برای اینکه شرکتها فناوریهای سبز را اتخاذ کنند، انگیزهسلبهایی وجود دارد.
identifying disincentives can lead to better decision-making.
شناسایی انگیزهسلبها میتواند منجر به تصمیمگیری بهتر شود.
disincentives in the labor market can affect job seekers.
انگیزهسلبها در بازار کار میتواند بر متقاضیان شغل تأثیر بگذارد.
economic disincentives
مشوقهای اقتصادی نامطلوب
disincentives to invest
مشوقهای نامطلوب برای سرمایهگذاری
disincentives for growth
مشوقهای نامطلوب برای رشد
disincentives in policy
مشوقهای نامطلوب در سیاستگذاری
disincentives to work
مشوقهای نامطلوب برای کار
social disincentives
مشوقهای اجتماعی نامطلوب
disincentives for innovation
مشوقهای نامطلوب برای نوآوری
disincentives to save
مشوقهای نامطلوب برای پسانداز
disincentives for education
مشوقهای نامطلوب برای آموزش
disincentives in regulation
مشوقهای نامطلوب در مقرراتگذاری
high taxes can create disincentives for investment.
مالیاتهای بالا میتوانند باعث ایجاد انگیزه سلب برای سرمایهگذاری شوند.
disincentives to work can lead to lower productivity.
انگیزهسلب برای کار میتواند منجر به کاهش بهرهوری شود.
the company removed disincentives to encourage employee performance.
شرکت، انگیزهسلبها را برای تشویق عملکرد کارکنان حذف کرد.
disincentives in the policy may discourage innovation.
انگیزهسلبها در سیاست ممکن است نوآوری را دلسرد کند.
we need to identify disincentives that affect customer satisfaction.
ما باید انگیزهسلبهایی را که بر رضایت مشتری تأثیر میگذارند، شناسایی کنیم.
disincentives can hinder economic growth.
انگیزهسلبها میتوانند رشد اقتصادی را مختل کنند.
addressing disincentives is crucial for effective policy-making.
رسیدگی به انگیزهسلبها برای سیاستگذاری مؤثر بسیار مهم است.
there are disincentives for companies to adopt green technologies.
برای اینکه شرکتها فناوریهای سبز را اتخاذ کنند، انگیزهسلبهایی وجود دارد.
identifying disincentives can lead to better decision-making.
شناسایی انگیزهسلبها میتواند منجر به تصمیمگیری بهتر شود.
disincentives in the labor market can affect job seekers.
انگیزهسلبها در بازار کار میتواند بر متقاضیان شغل تأثیر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید