encouragement

[ایالات متحده]/ɪnˈkʌrɪdʒmənt/
[بریتانیا]/ɪnˈkɜːrɪdʒmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل حمایت یا اعتماد به دیگران به منظور ترویج رفتار یا توسعه مثبت.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

words of encouragement

تشویق

جملات نمونه

His encouragement gave me a hot sense of uplift.

تشویق او باعث شد احساس خوبی از روحیه گرفتن داشته باشم.

Mary took heart from the encouragement handed out.

مری دل گرفت و از تشویقی که به او داده شد، روحیه گرفت.

No amount of encouragement would make him jump into the pool.

هیچ مقدار تشویقی باعث نشد که او وارد استخر شود.

Her encouragement and support strengthened our resolve.

تشویق و حمایت او باعث تقویت اراده ما شد.

His words of encouragement were to no avail.

کلمات تشویقی او بی فایده بود.

the family is usually a source of encouragement from which affirmative influences come.

خانواده معمولاً منبع تشویقی است که تأثیرات مثبت از آنجا سرچشمه می‌گیرد.

his parents gave him the encouragement he needed to succeed.

والدینش تشویقی را به او دادند که برای موفقیت به آن نیاز داشت.

It was her teacher’s encouragement that led her into acting.

تشویق معلم او بود که او را به سمت بازیگری سوق داد.

At the nadir of her career,she was given a great encouragement by his marrying her.

در پایین ترین نقطه شغلی او، تشویق بزرگی به او داده شد، او با ازدواج با او.

see when they need a tactful word of advice or encouragement and do the necessary .

ببینید چه زمانی به یک کلمه تاکتیکی مشاوره یا تشویق نیاز دارند و کار لازم را انجام دهند.

this encouragement to grow potatoes had a disastrous sequel some fifty years later.

تشویق به کاشت سیب‌زمینی پنجاه سال بعد عواقبی فاجعه‌بار داشت.

His encouragement buoyed her up during that difficult period.

تشویق او در آن دوره سخت، روحیه او را تقویت کرد.

Getting the support of the Queen was a great encouragement to those involved in the project.

کسب حمایت ملکه یک تشویق بزرگ برای کسانی که در این پروژه درگیر بودند بود.

I could never have achieved this without the encouragement of my husband and family.

من هرگز نمی توانستم این را بدون تشویق همسرم و خانواده ام به دست آورم.

Lastly, I must say I owe all the achievements to the encouragement and help from my collegues and friends.

در آخر، باید بگویم که تمام دستاوردها را به تشویق و کمک همکاران و دوستانم مدیونم.

Raised by adoptive parents,Hill received early encouragement in her musical proclivities.

با بزرگ شدن توسط والدین خوانده، هیل تشویق اولیه در گرایشات موسیقیایی خود دریافت کرد.

Encouragement gets greatly after young minister listens, the spirit since hearten begins to do expatiatory liturgy.

بعد از اینکه وزیر جوان گوش می دهد، تشویق به شدت افزایش می یابد، روحیه شروع به انجام مراسم تطهیر می کند.

We shall all remember Mr Page for the kindly encouragement he gave us when we went so unwillingly to school.

ما همه آقای پیج را به خاطر تشویق محترمانه ای که وقتی ما با اکراه به مدرسه رفتیم، به ما داد، به یاد خواهیم داشت.

"Lastly, I must say I owe all the achievements to the encouragement and help from my collegues and friends."

در آخر، باید بگویم که تمام دستاوردها را به تشویق و کمک همکاران و دوستانم مدیونم.

We ended that meeting with the hymn titled “Christian Hearts, in Love United”(Hymnary #696), as our prayer request to the Lord and encouragement to one another.

ما آن جلسه را با سرود با عنوان "قلب های مسیحی، در عشق متحد" (سرودنامه #696) به عنوان درخواست دعا از خداوند و تشویق به یکدیگر به پایان رساندیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید