disingenuous

[ایالات متحده]/ˌdɪsɪnˈdʒenjuəs/
[بریتانیا]/ˌdɪsɪnˈdʒenjuəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرصادق; غیرمستقیم.

جملات نمونه

It is disingenuous of him to flatter me.

اظهار لطف و تملق او ریاکارانه است.

He is quirkily, don't agree with this disingenuous deal any time.

او عجیب و غریب است، با این قرارداد ریاکارانه در هیچ زمانی موافق نیست.

Her disingenuous smile fooled no one.

لبخند ریاکارانه‌اش کسی را فریب نداد.

He made a disingenuous apology for his mistake.

او برای جبران اشتباهش عذرخواهی ریاکارانه‌ای کرد.

The politician's disingenuous promises were met with skepticism.

وعده‌های ریاکارانه سیاستمدار با شک و تردید روبرو شد.

She gave a disingenuous excuse for being late.

او بهانه‌ی ریاکارانه‌ای برای دیر رسیدنش آورد.

His disingenuous behavior made everyone question his motives.

رفتار ریاکارانه‌اش باعث شد همه انگیزه‌های او را زیر سوال ببرند.

The salesperson's disingenuous pitch failed to convince the customers.

ارائه ریاکارانه فروشنده نتوانست مشتریان را متقاعد کند.

The disingenuous compliment felt insincere.

تعریف و تمجید ریاکارانه غیرصادقانه به نظر می‌رسید.

She gave a disingenuous performance in the audition.

او در تست بازیگری یک اجرا ریاکارانه داشت.

His disingenuous charm was off-putting.

جاذبه ریاکارانه او آزاردهنده بود.

The disingenuous nature of his proposal was evident to all.

ماهیت ریاکارانه پیشنهاد او برای همه آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید