disinvests

[ایالات متحده]/[dɪnˈvɛst]/
[بریتانیا]/[dɪnˈvɛst]/

ترجمه

v. به فروش دادن دارایی‌ها، به ویژه دارایی‌های عمومی، برای جمع‌آوری سرمایه؛ از راه فروش دادن؛ رها کردن؛ (در مورد یک شرکت) کاهش دادن سهم خود در یک شرکت خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

disinvests heavily

از سرمایه‌گذاری‌های خود به طور گسترده‌ای پس گرفت

disinvesting in assets

از دارایی‌ها پس گرفتن

disinvested funds

پول‌های پس گرفته شده

he disinvests now

او الان از سرمایه‌گذاری‌های خود پس گرفت

disinvests strategically

به صورت استراتژیک از سرمایه‌گذاری‌های خود پس گرفت

they disinvest quickly

آن‌ها به سرعت از سرمایه‌گذاری‌های خود پس گرفتند

disinvested regions

منطقه‌هایی که از آن‌ها پس گرفته شده‌اند

disinvesting slowly

به آرامی از سرمایه‌گذاری‌های خود پس گرفتن

the firm disinvests

شرکت از سرمایه‌گذاری‌های خود پس گرفت

disinvests resources

از منابع خود پس گرفت

جملات نمونه

the company disinvests in risky assets to reduce its exposure.

شرکت از دارایی‌های خطرناک دست بر می‌دارد تا م曝光 خود را کاهش دهد.

the government disinvests in state-owned enterprises to boost efficiency.

دولت از شرکت‌های دولتی دست بر می‌دارد تا بهره‌وری را افزایش دهد.

we disinvest from the struggling subsidiary to focus on core business.

ما از زیرمجموعه‌ای که در دشواری است دست بر می‌داریم تا بر روی کسب و کار اصلی متمرکز شویم.

the fund disinvests in fossil fuels due to environmental concerns.

صندوق به دلیل نگرانی‌های محیط زیستی از سوخت‌های فسیلی دست بر می‌دارد.

the investor disinvests in the volatile market after significant losses.

سرمایه‌گذار پس از زیان‌های قابل توجه در بازار ناپایدار، از آن دست بر می‌دارد.

the pension fund disinvests in tobacco companies for ethical reasons.

صندوق بازنشستگی به دلیل دلایل اخلاقی از شرکت‌های سیگار دست بر می‌دارد.

the sovereign wealth fund disinvests in real estate to diversify its portfolio.

صندوق درآمد کشور از ملک‌ها دست بر می‌دارد تا پرتفولیو خود را متنوع کند.

the board decided to disinvest in the unprofitable division.

هیئت مدیره تصمیم گرفت از بخش غیرسودآور دست بردارد.

the firm disinvests in overseas operations to streamline its structure.

شرکت از فعالیت‌های خارج از کشور دست بر می‌دارد تا ساختار خود را ساده‌سازی کند.

the charity disinvests from companies with poor labor practices.

سازمان خیریه از شرکت‌هایی که رفتار کارگری بد دارد دست بر می‌دارد.

the university disinvests from companies contributing to climate change.

دانشگاه از شرکت‌هایی که به تغییرات اقلیمی کمک می‌کنند دست بر می‌دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید