unloads

[ایالات متحده]/ʌnˈloʊdz/
[بریتانیا]/ʌnˈloʊdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بار را از بین می‌برد؛ رها می‌کند؛ جدا می‌کند؛ دور می‌اندازد

عبارات و ترکیب‌ها

unloads cargo

تخلیه بار

unloads goods

تخلیه کالا

unloads data

تخلیه داده

unloads supplies

تخلیه لوازم

unloads materials

تخلیه مواد

unloads packages

تخلیه بسته‌ها

unloads inventory

تخلیه موجودی

unloads equipment

تخلیه تجهیزات

unloads freight

تخلیه بار

unloads shipment

تخلیه محموله

جملات نمونه

the truck unloads the cargo at the dock.

کامیون بار را در اسکله تخلیه می‌کند.

she unloads her emotions through writing.

او احساسات خود را از طریق نوشتن تخلیه می‌کند.

the company unloads its inventory at a discount.

شرکت موجودی خود را با تخفیف تخلیه می‌کند.

he unloads the dishwasher after dinner.

او ماشین ظرفشویی را بعد از شام تخلیه می‌کند.

the team unloads the supplies from the truck.

تیم لوازم را از کامیون تخلیه می‌کند.

she unloads her worries by talking to friends.

او نگرانی‌های خود را با صحبت کردن با دوستان تخلیه می‌کند.

the port unloads thousands of containers daily.

بندر روزانه هزاران کانتینر را تخلیه می‌کند.

he carefully unloads the fragile items.

او با دقت اقلام شکننده را تخلیه می‌کند.

the software unloads unnecessary files to save space.

نرم افزار فایل‌های غیرضروری را برای صرفه جویی در فضا تخلیه می‌کند.

the festival unloads a variety of activities for everyone.

جشنواره انواع فعالیت‌ها را برای همه تخلیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید