dismissers

[ایالات متحده]/dɪsˈmɪsəz/
[بریتانیا]/dɪsˈmɪsərz/

ترجمه

n. شخصی که کسی را از کار کنار می‌گذارد

عبارات و ترکیب‌ها

climate dismissers

خیلی‌ها که از این موضوع بی‌تفاوت هستند

science dismissers

خیلی‌ها که از علم بی‌تفاوت هستند

expert dismissers

خیلی‌ها که از متخصصان بی‌تفاوت هستند

habitual dismissers

خیلی‌ها که به طور معمول بی‌تفاوت هستند

chronic dismissers

خیلی‌ها که به طور مزمن بی‌تفاوت هستند

conspiracy dismissers

خیلی‌ها که از نظریات توطئه‌ای بی‌تفاوت هستند

professional dismissers

خیلی‌ها که از حرفه‌ای‌ها بی‌تفاوت هستند

fact dismissers

خیلی‌ها که از حقیقت‌ها بی‌تفاوت هستند

media dismissers

خیلی‌ها که از رسانه‌ها بی‌تفاوت هستند

vaccine dismissers

خیلی‌ها که از واکسن‌ها بی‌تفاوت هستند

جملات نمونه

the dismissers of scientific evidence often ignore peer-reviewed research.

اینکارهایی که به اثبات علمی نظری نمی‌کنند اغلب تحقیقات مورد بازبینی همکاران را نادیده می‌گیرند.

career dismissers tend to overlook talented candidates with unconventional backgrounds.

اینکارهایی که در زمینه شغلی نظری نمی‌کنند تمایل دارند افراد با ظرفیت بالا و پس زمینه‌های غیرمعمول را نادیده بگیرند.

climate change dismissers continue to spread misinformation despite overwhelming evidence.

اینکارهایی که به تغییرات اقلیمی نظری نمی‌کنند با وجود شواهد فراوان، اطلاعات اشتباه را انتشار می‌دهند.

the dismissers in the meeting shut down innovative ideas without proper consideration.

اینکارهایی که در جلسه حضور داشتند ایده‌های نوآورانه را بدون در نظر گرفتن به درستی می‌کشند.

history has proven many dismissers wrong when revolutionary technologies emerged.

تاریخ نشان داده است که زمانی که فناوری‌های انقلابی ظهور کردند، بسیاری از اینکارها اشتباه کرده‌اند.

technology dismissers often fail to adapt to rapidly changing digital landscapes.

اینکارهای فناوری اغلب قادر به سازگاری با محیط‌های دیجیتال در حال تغییر سریع نیستند.

the dismissers of traditional medicine sometimes miss valuable holistic approaches.

اینکارهایی که به پزشکی سنتی نظری نمی‌کنند گاهی رویکردهای گسترده و ارزشمند را نادیده می‌گیرند.

art critics who become dismissers of modern art risk becoming irrelevant.

انتقادات هنری که به هنر مدرن نظری نمی‌کنند خطر اهمیت خود را از دست دادن را می‌کشند.

the dismissers of remote work productivity have been proven wrong by studies.

اینکارهایی که به بهره‌وری کار از راه دور نظری نمی‌کنند توسط مطالعات اشتباه ثابت شده‌اند.

early dismissers of the internet thought it was merely a passing fad.

اینکارهای اولیه اینترنت آن را تنها یک روند موقت می‌دانستند.

vaccine dismissers pose serious public health risks to vulnerable populations.

اینکارهای واکسن به جوامع آسیب‌پذیر خطرات جدی بهداشت عمومی را می‌گذارند.

the dismissers of renewable energy ignore the economic and environmental benefits.

اینکارهایی که به انرژی‌های تجدیدپذیر نظری نمی‌کنند فواید اقتصادی و محیطی را نادیده می‌گیرند.

education dismissers who reject new teaching methods limit student potential.

اینکارهایی که روش‌های تدریس جدید را رد می‌کنند پتانسیل دانش‌آموزان را محدود می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید