avoid scorners
پرهیز از سیلیکها
mocking scorners
سیلیکهای مسخرهکننده
reproving scorners
سیلیکهای مذمّنکننده
among scorners
بین سیلیکها
the scorners laughed
سیلیکها خندهاند
disdainful scorners
سیلیکهای بیاحترام
turning scorners
سیلیکهای تبدیلکننده
fools and scorners
بیچارهها و سیلیکها
the scorners often dismiss those who try new things.
سرکشها اغلب کسانی را که چیزهای جدیدی امتحان میکنند، نادانسته میگذارند.
he ignored the scorners and pursued his dream relentlessly.
او سرکشها را نادیده گرفت و به طور مصمم روی رویا خود ادامه داد.
she faced the scorners with unwavering confidence and grace.
او با اعتماد و گرایشی که نمیتوانست از آن منحرف شود، با سرکشها مواجه شد.
the project attracted its share of scorners in the early stages.
پروژه در مراحل اولیه خود نیز از سرکشهای خود جذب کرد.
don't let the scorners discourage you from achieving your goals.
از سرکشها نمیخواهید که شما را از دستیابی به اهداف خود بازدارند.
he was surrounded by scorners who doubted his abilities.
او توسط سرکشهایی احاطه شد که تواناییهای او را در دویدن میکردند.
the scorners’ criticism was often harsh and unfair.
انتقاد سرکشها اغلب سخت و نا fairly بود.
she proved the scorners wrong with her remarkable success.
او با موفقیت برجستهاش نشان داد که سرکشها اشتباه داشتند.
the scorners’ negativity created a toxic work environment.
منفی بودن سرکشها محیط کاری سمی ایجاد کرد.
he learned to tune out the scorners and focus on his work.
او یاد گرفت تا از سرکشها غافل شود و روی کار خود متمرکز شود.
the scorners’ opinions held little weight in the final decision.
نظرات سرکشها در تصمیم نهایی ارزشی کمی داشتند.
avoid scorners
پرهیز از سیلیکها
mocking scorners
سیلیکهای مسخرهکننده
reproving scorners
سیلیکهای مذمّنکننده
among scorners
بین سیلیکها
the scorners laughed
سیلیکها خندهاند
disdainful scorners
سیلیکهای بیاحترام
turning scorners
سیلیکهای تبدیلکننده
fools and scorners
بیچارهها و سیلیکها
the scorners often dismiss those who try new things.
سرکشها اغلب کسانی را که چیزهای جدیدی امتحان میکنند، نادانسته میگذارند.
he ignored the scorners and pursued his dream relentlessly.
او سرکشها را نادیده گرفت و به طور مصمم روی رویا خود ادامه داد.
she faced the scorners with unwavering confidence and grace.
او با اعتماد و گرایشی که نمیتوانست از آن منحرف شود، با سرکشها مواجه شد.
the project attracted its share of scorners in the early stages.
پروژه در مراحل اولیه خود نیز از سرکشهای خود جذب کرد.
don't let the scorners discourage you from achieving your goals.
از سرکشها نمیخواهید که شما را از دستیابی به اهداف خود بازدارند.
he was surrounded by scorners who doubted his abilities.
او توسط سرکشهایی احاطه شد که تواناییهای او را در دویدن میکردند.
the scorners’ criticism was often harsh and unfair.
انتقاد سرکشها اغلب سخت و نا fairly بود.
she proved the scorners wrong with her remarkable success.
او با موفقیت برجستهاش نشان داد که سرکشها اشتباه داشتند.
the scorners’ negativity created a toxic work environment.
منفی بودن سرکشها محیط کاری سمی ایجاد کرد.
he learned to tune out the scorners and focus on his work.
او یاد گرفت تا از سرکشها غافل شود و روی کار خود متمرکز شود.
the scorners’ opinions held little weight in the final decision.
نظرات سرکشها در تصمیم نهایی ارزشی کمی داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید