dismissive

[ایالات متحده]/dɪs'mɪsɪv/
[بریتانیا]/dɪs'mɪsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان‌دهنده عدم علاقه یا احترام؛ ابراز احساس برتری یا نادیده‌گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

dismissive attitude

نگاه تحقیرآمیز

جملات نمونه

monetarist theory is dismissive of the need to control local spending.

نظریه مانیتاریستی نیاز به کنترل هزینه‌های محلی را نادیده می‌گیرد.

Her manner was coldly dismissive.

رفتارش به طرز سرد و بی‌توجه‌کننده‌ای بود.

his dismissive attitude towards women left him isolated.

نگاه تحقیرآمیز او به زنان باعث انزوا شد.

she lifted her shoulders in a dismissive shrug.

او با بی‌اعتنایی سرش را بالا انداخت.

She might have been less dismissive of my talents if he could have seen my latest achievements.

اگر او موفقیت‌های اخیرم را می‌دید، شاید کمتر نسبت به استعدادهایم بی‌اعتنا بود.

نمونه‌های واقعی

I just think of the time I was way to dismissive.

من فقط به زمانی فکر می‌کنم که بیش از حد بی‌توجه بودم.

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

He was dismissive of his teachers.

او نسبت به معلمان خود بی‌توجه بود.

منبع: The Guardian (Article Version)

There're more dismissive words in here.

در اینجا کلمات بی‌توجهانه‌تری وجود دارد.

منبع: Engvid-Jade Course Collection

Jobs was equally dismissive of Raskin.

جобс نیز به همان اندازه نسبت به راسکین بی‌توجه بود.

منبع: Steve Jobs Biography

But like a lot of contemporary art, many people are dismissive.

اما مانند بسیاری از آثار هنری معاصر، بسیاری از مردم بی‌توجه هستند.

منبع: TED Talks (Video Edition) June 2019 Collection

Yes. I only went down there to commiserate, and he was very dismissive.

بله. من فقط برای همدلی آنجا رفتم و او بسیار بی‌توجه بود.

منبع: Desperate Housewives Season 5

State Department spokesperson Jen Psaki was dismissive of Lavrov's comments.?

سخنگوی وزارت امور خارجه، جن پساکی، نسبت به اظهارات لاوروف بی‌توجه بود.

منبع: NPR News April 2014 Collection

We should also avoid dismissive talk of forever wars

ما همچنین باید از صحبت‌های بی‌توجهانه در مورد جنگ‌های دائمی اجتناب کنیم.

منبع: VOA Standard English_Americas

Now, as it happens, this is one I'm going to be completely dismissive of.

حالا، همانطور که اتفاق می‌افتد، این یکی از مواردی است که من به طور کامل نسبت به آن بی‌توجه خواهم بود.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

They're as comfortable speaking truth to power as they are dismissive of platitudes and punditry.

آنها به اندازه صحبت کردن با قدرت، نسبت به کلیشه‌ها و تحلیلگران بی‌توجه هستند.

منبع: Time

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید