scornful

[ایالات متحده]/'skɔːnfʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان‌دهنده‌ی تحقیر یا بی‌احترامی؛ بی‌احترام، تحقیرآمیز

جملات نمونه

scornful of material things

بی‌اعتنا به اشیاء مادی.

His voice was scornful in the extreme.

صدای او در بالاترین حد تحقیرآمیز بود.

She flung him a scornful look.

او با نگاه تحقیرآمیزی به او نگاه کرد.

Scornful dogs will eat dirty puddings.

سگ‌های تحقیرآمیز آشغال‌های کثیف را خواهند خورد.

the opposition were scornful of the Prime Minister's proposal.

احزاب مخالف، پیشنهاد نخست وزیر را با تحقیر نادیده گرفتند.

He opened the door with a scornful look on his face.

او در را با نگاه تحقیرآمیزی به چهره‌اش باز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید