disparaging

[ایالات متحده]/dɪˈspærɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/dɪs'pærɪdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عدم نشان دادن احترام یا تأیید; تحقیرآمیز.

عبارات و ترکیب‌ها

Disparaging remarks

اظهارات تحقیرآمیز

Make disparaging comments

اظهار نظر تحقیرآمیز کردن

Disparaging attitude

حالت تحقیرآمیز

جملات نمونه

Don't take the disparaging remarks personally.

نظرات تحقیرآمیز را лично به خود نگیرید.

disparaging terms for small people.

اصطلاحات تحقیرآمیز برای افراد کوچک.

She made disparaging remarks about his cooking skills.

او در مورد مهارت های آشپزی او نظرات تحقیرآمیزی داشت.

He couldn't stand the disparaging comments from his colleagues.

او نمی توانست نظرات تحقیرآمیز همکارانش را تحمل کند.

The article contained several disparaging remarks about the author.

مقاله حاوی چندین نظر تحقیرآمیز در مورد نویسنده بود.

His disparaging attitude towards the project demotivated the team.

نگاه تحقیرآمیز او به پروژه باعث کاهش انگیزه تیم شد.

She was offended by his disparaging tone during the meeting.

او از لحن تحقیرآمیز او در طول جلسه ناراحت شد.

The coach's disparaging comments affected the player's confidence.

نظرات تحقیرآمیز مربی بر اعتماد به نفس بازیکن تأثیر گذاشت.

I don't appreciate your disparaging remarks about my work.

من قدردانی نمی کنم که در مورد کار من نظرات تحقیرآمیزی دارید.

The article was criticized for its disparaging portrayal of the community.

مقاله به دلیل تصویر تحقیرآمیز آن از جامعه مورد انتقاد قرار گرفت.

His disparaging remarks were met with silence from the audience.

نظرات تحقیرآمیز او با سکوت از سوی مخاطبان مواجه شد.

The student received a reprimand for making disparaging comments about the teacher.

دانش آموز به دلیل اظهارات تحقیرآمیز در مورد معلم تذکر دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید