displeases me
من را ناراض میکند
displeases others
دیگران را ناراض میکند
displeases him
او را ناراض میکند
displeases her
او (مونث) را ناراض میکند
displeases them
آنها را ناراض میکند
displeases everyone
همه را ناراض میکند
displeases me greatly
من را بسیار ناراض میکند
displeases my friends
دوستانم را ناراض میکند
displeases the audience
مخاطبان را ناراض میکند
displeases the boss
رئیس را ناراض میکند
his constant complaints displeases everyone in the office.
شکایتهای مداوم او باعث ناراحتی همه در دفتر میشود.
it displeases me when people are late for meetings.
وقتی مردم دیر به جلسات میرسند، من را ناراحت میکند.
the loud music displeases the neighbors.
موسیقی بلند همسایگان را ناراحت میکند.
her rude remarks often displeases her friends.
اظهارات بیادبانه او اغلب دوستانش را ناراحت میکند.
it displeases the manager when deadlines are missed.
وقتی مهلتها از دست میروند، مدیر را ناراحت میکند.
the poor service at the restaurant displeases many customers.
خدمات ضعیف در رستوران بسیاری از مشتریان را ناراحت میکند.
the lack of communication displeases the team members.
کمبود ارتباطات اعضای تیم را ناراحت میکند.
it displeases me when people interrupt during conversations.
وقتی مردم در حین مکالمات صحبت میکنند، من را ناراحت میکند.
his negative attitude displeases those around him.
نگاه منفی او باعث ناراحتی کسانی که در اطرافش هستند میشود.
it displeases the audience when the speaker is unprepared.
وقتی سخنران آماده نباشد، مخاطبان را ناراحت میکند.
displeases me
من را ناراض میکند
displeases others
دیگران را ناراض میکند
displeases him
او را ناراض میکند
displeases her
او (مونث) را ناراض میکند
displeases them
آنها را ناراض میکند
displeases everyone
همه را ناراض میکند
displeases me greatly
من را بسیار ناراض میکند
displeases my friends
دوستانم را ناراض میکند
displeases the audience
مخاطبان را ناراض میکند
displeases the boss
رئیس را ناراض میکند
his constant complaints displeases everyone in the office.
شکایتهای مداوم او باعث ناراحتی همه در دفتر میشود.
it displeases me when people are late for meetings.
وقتی مردم دیر به جلسات میرسند، من را ناراحت میکند.
the loud music displeases the neighbors.
موسیقی بلند همسایگان را ناراحت میکند.
her rude remarks often displeases her friends.
اظهارات بیادبانه او اغلب دوستانش را ناراحت میکند.
it displeases the manager when deadlines are missed.
وقتی مهلتها از دست میروند، مدیر را ناراحت میکند.
the poor service at the restaurant displeases many customers.
خدمات ضعیف در رستوران بسیاری از مشتریان را ناراحت میکند.
the lack of communication displeases the team members.
کمبود ارتباطات اعضای تیم را ناراحت میکند.
it displeases me when people interrupt during conversations.
وقتی مردم در حین مکالمات صحبت میکنند، من را ناراحت میکند.
his negative attitude displeases those around him.
نگاه منفی او باعث ناراحتی کسانی که در اطرافش هستند میشود.
it displeases the audience when the speaker is unprepared.
وقتی سخنران آماده نباشد، مخاطبان را ناراحت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید