frustrates

[ایالات متحده]/frʌs.trəts/
[بریتانیا]/frʌs.treɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جلوگیری از موفقیت؛ شکست دادن یا مانع شدن؛ باعث ناراحتی یا آزار شدن؛ دلسرد کردن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

frustrates me

من را ناامید می‌کند

frustrates us

ما را ناامید می‌کند

frustrates him

او را ناامید می‌کند

frustrates her

او را ناامید می‌کند

frustrates everyone

همه را ناامید می‌کند

frustrates me greatly

من را بسیار ناامید می‌کند

frustrates the process

فرآیند را ناامید می‌کند

frustrates my plans

برنامه‌های من را ناامید می‌کند

frustrates their efforts

تلاش‌های آن‌ها را ناامید می‌کند

frustrates our goals

اهداف ما را ناامید می‌کند

جملات نمونه

it frustrates me when i can't find my keys.

وقتی نمی‌توانم کلیدهایم را پیدا کنم، من را ناامید می‌کند.

she is often frustrated by the slow progress of the project.

او اغلب از پیشرفت آهسته پروژه ناامید می‌شود.

his constant interruptions frustrate the speaker.

وقفه های مداوم او باعث ناامیدی گوینده می شود.

it frustrates me that we can't agree on a plan.

این من را ناامید می‌کند که نتوانیم در مورد یک برنامه به توافق برسیم.

the delays in the delivery frustrate our customers.

تاخیر در تحویل مشتریان ما را ناامید می‌کند.

she feels frustrated when her ideas are ignored.

وقتی ایده‌هایش نادیده گرفته می‌شوند، او احساس ناامیدی می‌کند.

it frustrates him to see others succeed while he struggles.

دیدن اینکه دیگران در حالی که او تلاش می‌کند موفق می‌شوند، او را ناامید می‌کند.

the lack of communication frustrates the team.

کمبود ارتباطات تیم را ناامید می‌کند.

she often frustrates herself by overthinking things.

او اغلب با بیش از حد فکر کردن، خودش را ناامید می‌کند.

it frustrates me when technology doesn't work as expected.

وقتی فناوری آنطور که انتظار می‌رود کار نمی‌کند، من را ناامید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید