disposals

[ایالات متحده]/dɪsˈpəʊzəlz/
[بریتانیا]/dɪsˈpoʊzəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل رسیدگی به چیزی؛ حق استفاده یا کنترل چیزی؛ حذف یا پاکسازی چیزی؛ ترتیب یا توزیع اقلام

عبارات و ترکیب‌ها

waste disposals

دور انداختن زباله

disposal methods

روش‌های دفع

disposal fees

هزینه های دفع

disposal sites

محل‌های دفع

hazardous disposals

دور انداختن مواد خطرناک

proper disposals

دور انداختن مناسب

disposal options

گزینه های دفع

disposal services

خدمات دفع

disposal practices

روش‌های دفع

disposal regulations

مقررات دفع

جملات نمونه

we have several disposals planned for this month.

ما چندین برنامه برای از بین بردن در این ماه داریم.

the company is looking for efficient disposals of its assets.

شرکت به دنبال روش‌های کارآمدی برای از بین بردن دارایی‌های خود است.

proper disposals of waste are crucial for the environment.

از بین بردن مناسب زباله برای محیط زیست بسیار مهم است.

they have a policy for the disposals of outdated equipment.

آنها سیاستی برای از بین بردن تجهیزات قدیمی دارند.

the disposals of hazardous materials must follow strict regulations.

از بین بردن مواد خطرناک باید مطابق با مقررات سختگیرانه باشد.

we need to review our disposals process to improve efficiency.

ما باید فرآیند از بین بردن خود را بررسی کنیم تا کارایی را بهبود بخشیم.

disposals of surplus inventory can free up valuable space.

از بین بردن موجودی اضافی می‌تواند فضای ارزشمند را آزاد کند.

the city has guidelines for the disposals of household waste.

شهر دستورالعمل‌هایی برای از بین بردن زباله‌های خانگی دارد.

they conducted disposals of old furniture at the community center.

آنها از بین بردن مبلمان قدیمی را در مرکز جامعه انجام دادند.

effective disposals can lead to significant cost savings.

از بین بردن موثر می‌تواند منجر به صرفه‌جویی قابل توجهی در هزینه شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید