purchases

[ایالات متحده]/[ˈpɜːtʃɪz]/
[بریتانیا]/[ˈpɜːrˌtʃɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که خریداری می‌شوند، به ویژه برای فروش مجدد؛ عمل خرید چیزی
v. چیزی را خریداری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

makes purchases

خرید می‌کند

past purchases

خرید‌های گذشته

online purchases

خرید‌های آنلاین

bulk purchases

خرید عمده

major purchases

خرید‌های بزرگ

future purchases

خرید‌های آینده

credit purchases

خرید با اعتبار

impulse purchases

خرید‌های ناگهانی

purchased goods

کالا‌های خریداری شده

tracking purchases

ردیابی خرید‌ها

جملات نمونه

we track customer purchases to understand buying trends.

ما خرید مشتریان را ردیابی می‌کنیم تا روندهای خرید را درک کنیم.

online purchases have significantly increased in recent years.

خرید آنلاین در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

the store offers discounts on bulk purchases.

فروشگاه تخفیف‌هایی را برای خریدهای عمده ارائه می‌دهد.

credit card purchases are convenient and secure.

خرید با کارت اعتباری راحت و امن است.

careful planning is essential before making large purchases.

برنامه‌ریزی دقیق قبل از انجام خریدهای بزرگ ضروری است.

we analyzed their past purchases to suggest new products.

ما خریدهای قبلی آنها را تجزیه و تحلیل کردیم تا محصولات جدیدی را پیشنهاد کنیم.

the company reported a rise in overseas purchases.

شرکت از افزایش خرید از خارج از کشور گزارش داد.

he made several impulse purchases during the sale.

او در حین فروش چند خرید ناگهانی انجام داد.

the website allows secure online purchases.

وب سایت امکان خرید آنلاین امن را فراهم می‌کند.

review your purchases carefully before confirming the order.

قبل از تایید سفارش، خریدهای خود را با دقت بررسی کنید.

tax is automatically added to all purchases.

مالیات به طور خودکار به همه خریدها اضافه می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید