disquieted

[ایالات متحده]/dɪsˈkwaɪ.ɪtɪd/
[بریتانیا]/dɪsˈkwaɪ.ɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را مضطرب یا نگران کرده است

عبارات و ترکیب‌ها

disquieted feelings

احساسات آشفته

disquieted mind

ذهن آشفته

disquieted state

حالت آشفته

disquieted silence

سکوت آشفته

disquieted thoughts

افکار آشفته

disquieted atmosphere

فضای آشفته

disquieted spirit

روح آشفته

disquieted heart

قلب آشفته

disquieted audience

مخاطبان آشفته

disquieted response

واکنش آشفته

جملات نمونه

the sudden news left her feeling disquieted.

این خبر ناگهانی باعث شد احساس ناآرامی کند.

he was disquieted by the strange noises at night.

او شب‌ها از صدای عجیب و غریب آزار می‌دید.

the disquieted expression on his face was hard to miss.

عبورۀ آشفته روی صورتش به راحتی قابل توجه بود.

many were disquieted by the political unrest.

بسیاری از ناآرامی‌های سیاسی آشفته شدند.

she felt disquieted after watching the horror movie.

پس از تماشای فیلم ترسناک احساس ناآرامی کرد.

the disquieted citizens demanded answers from the government.

شهروندان آشفته خواستار پاسخگویی از دولت شدند.

disquieted by the uncertainty, he sought reassurance.

با توجه به عدم قطعیت، او به دنبال اطمینان بود.

her disquieted thoughts kept her awake at night.

افکار آشفته‌اش باعث می‌شد شب‌ها بیدار بماند.

he tried to calm his disquieted mind through meditation.

او سعی کرد با مدیتیشن ذهن آشفته خود را آرام کند.

disquieted by the situation, she decided to take action.

با توجه به شرایط، تصمیم گرفت اقدام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید