disseminated

[ایالات متحده]/dɪ'sɛmə,net/
[بریتانیا]/dɪˈsɛməˌnetɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طبیعت پخش‌شده،
adj. پخش‌شده.
Word Forms
زمان گذشتهdisseminated
قسمت سوم فعلdisseminated

عبارات و ترکیب‌ها

widely disseminated

به طور گسترده منتشر شده

disseminated information

اطلاعات منتشر شده

جملات نمونه

Information is disseminated through various channels.

اطلاعات از طریق کانال‌های مختلف منتشر می‌شود.

The news was disseminated quickly on social media.

اخبار به سرعت در رسانه‌های اجتماعی منتشر شد.

The organization disseminated pamphlets to raise awareness about the issue.

سازمان بروشورهایی منتشر کرد تا آگاهی در مورد این موضوع را افزایش دهد.

Rumors can be easily disseminated online.

شایعات می‌توانند به راحتی به صورت آنلاین منتشر شوند.

The virus was disseminated by mosquitoes.

ویروس توسط نیش پشه‌ها منتشر شد.

Scientific findings should be disseminated to the public.

یافته‌های علمی باید به اطلاع عموم رسانده شود.

The teacher disseminated the instructions to the students.

معلم دستورالعمل‌ها را به دانش‌آموزان ارائه داد.

The company disseminated a press release to announce the new product.

شرکت یک بیانیه مطبوعاتی منتشر کرد تا محصول جدید را اعلام کند.

The artist's work was disseminated through art galleries.

کارهای هنرمند از طریق گالری‌های هنری منتشر شد.

Misinformation can be disseminated unintentionally.

اطلاعات نادرست می‌تواند به طور ناخواسته منتشر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید