disseminating

[ایالات متحده]/dɪˈsɛmɪneɪtɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈsɛmɪneɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پخش یا توزیع اطلاعات یا ایده‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

disseminating information

گسترش اطلاعات

disseminating knowledge

گسترش دانش

disseminating ideas

گسترش ایده ها

disseminating research

گسترش تحقیقات

disseminating data

گسترش داده ها

disseminating news

گسترش اخبار

disseminating findings

گسترش یافته ها

disseminating resources

گسترش منابع

disseminating materials

گسترش مواد

disseminating messages

گسترش پیام ها

جملات نمونه

they are disseminating information about the new policy.

آنها در حال انتشار اطلاعات در مورد سیاست جدید هستند.

the organization focuses on disseminating educational resources.

سازمان بر انتشار منابع آموزشی تمرکز دارد.

disseminating research findings can benefit the entire community.

انتشار یافته‌های تحقیقاتی می‌تواند به نفع کل جامعه باشد.

the team is responsible for disseminating updates to all staff.

تیم مسئول انتشار به‌روزرسانی‌ها برای همه کارکنان است.

disseminating health information is crucial during a pandemic.

انتشار اطلاعات بهداشتی در طول یک بیماری همه‌گیر بسیار مهم است.

they are actively disseminating news through social media.

آنها به طور فعال اخبار را از طریق رسانه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند.

disseminating knowledge is essential for public awareness.

انتشار دانش برای افزایش آگاهی عمومی ضروری است.

the conference aims at disseminating innovative ideas.

کنفرانس با هدف انتشار ایده‌های نوآورانه است.

she is dedicated to disseminating best practices in education.

او به انتشار بهترین روش‌ها در آموزش اختصاص دارد.

disseminating environmental awareness can lead to positive changes.

انتشار آگاهی زیست محیطی می‌تواند منجر به تغییرات مثبت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید