dissuaded

[ایالات متحده]/dɪsˈweɪdɪd/
[بریتانیا]/dɪsˈweɪdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته‌ی نقلی dissuade

عبارات و ترکیب‌ها

dissuaded from action

جلوگیری از اقدام

dissuaded by advice

جلوگیری از طریق توصیه

dissuaded from risk

جلوگیری از خطر

dissuaded by fear

جلوگیری از طریق ترس

dissuaded from decision

جلوگیری از تصمیم

dissuaded by others

جلوگیری از طریق دیگران

dissuaded from change

جلوگیری از تغییر

dissuaded by circumstances

جلوگیری از طریق شرایط

dissuaded from pursuit

جلوگیری از تعقیب

dissuaded by doubt

جلوگیری از طریق تردید

جملات نمونه

she dissuaded him from making a hasty decision.

او از او خواست که از تصمیم عجولانه خودداری کند.

the teacher dissuaded the students from cheating on the exam.

معلم از دانش آموزان خواست که در امتحان تقلب نکنند.

he was dissuaded by his friends from taking that risky job.

دوستان از او خواستند که آن شغل پرخطر را نپذیرد.

they dissuaded her from investing in that failing company.

آنها از او خواستند که در آن شرکت ورشکسته سرمایه گذاری نکند.

she dissuaded him from pursuing a career in acting.

او از او خواست که از دنبال کردن یک شغل در بازیگری خودداری کند.

his parents dissuaded him from traveling alone.

والدینش از او خواستند که به تنهایی سفر نکند.

the doctor dissuaded her from undergoing unnecessary surgery.

پزشک از او خواست که جراحی غیرضروری انجام ندهد.

friends tried to dissuade him from buying the expensive car.

دوستان سعی کردند او را از خرید ماشین گران قیمت منصرف کنند.

she dissuaded her brother from skipping school.

او از برادرش خواست که از غیبت در مدرسه خودداری کند.

the coach dissuaded the player from overtraining.

مربی از بازیکن خواست که از تمرین بیش از حد خودداری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید