incited

[ایالات متحده]/ɪnˈsaɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈsaɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تحریک شده یا تشویق شده برای اقدام؛ برانگیخته یا تحریک شده

عبارات و ترکیب‌ها

incited violence

تشویق به خشونت

incited anger

تشویق به خشم

incited unrest

تشویق به ناآرامی

incited protests

تشویق به اعتراضات

incited hatred

تشویق به نفرت

incited fear

تشویق به ترس

incited conflict

تشویق به درگیری

incited rebellion

تشویق به شورش

incited tensions

تشویق به تنش‌ها

incited outrage

تشویق به خشمگینى

جملات نمونه

the speech incited a wave of protests across the city.

این سخنرانی باعث ایجاد موجی از اعتراضات در سراسر شهر شد.

his actions incited anger among the community members.

اقدامات او باعث خشم در میان اعضای جامعه شد.

the article incited a heated debate on social media.

این مقاله باعث ایجاد بحث‌های داغی در رسانه‌های اجتماعی شد.

the leader incited his followers to take action.

رهبر از پیروانش خواست اقدام کنند.

the controversial film incited discussions about censorship.

این فیلم بحث‌برانگیز بحث‌هایی در مورد سانسور را برانگیخت.

her remarks incited a flurry of responses from critics.

اظهارات او باعث ایجاد هجوم پاسخ‌هایی از سوی منتقدان شد.

the protest was incited by a recent policy change.

این اعتراضات با تغییرات اخیر سیاست‌ها تحریک شد.

the incident incited fear among the residents.

این حادثه باعث ایجاد ترس در میان ساکنان شد.

the rally incited a sense of unity among participants.

این گردهمایی حسی از وحدت را در بین شرکت کنندگان برانگیخت.

his remarks incited a backlash from the public.

اظهارات او باعث واکنش منفی از سوی مردم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید