incited violence
تشویق به خشونت
incited anger
تشویق به خشم
incited unrest
تشویق به ناآرامی
incited protests
تشویق به اعتراضات
incited hatred
تشویق به نفرت
incited fear
تشویق به ترس
incited conflict
تشویق به درگیری
incited rebellion
تشویق به شورش
incited tensions
تشویق به تنشها
incited outrage
تشویق به خشمگینى
the speech incited a wave of protests across the city.
این سخنرانی باعث ایجاد موجی از اعتراضات در سراسر شهر شد.
his actions incited anger among the community members.
اقدامات او باعث خشم در میان اعضای جامعه شد.
the article incited a heated debate on social media.
این مقاله باعث ایجاد بحثهای داغی در رسانههای اجتماعی شد.
the leader incited his followers to take action.
رهبر از پیروانش خواست اقدام کنند.
the controversial film incited discussions about censorship.
این فیلم بحثبرانگیز بحثهایی در مورد سانسور را برانگیخت.
her remarks incited a flurry of responses from critics.
اظهارات او باعث ایجاد هجوم پاسخهایی از سوی منتقدان شد.
the protest was incited by a recent policy change.
این اعتراضات با تغییرات اخیر سیاستها تحریک شد.
the incident incited fear among the residents.
این حادثه باعث ایجاد ترس در میان ساکنان شد.
the rally incited a sense of unity among participants.
این گردهمایی حسی از وحدت را در بین شرکت کنندگان برانگیخت.
his remarks incited a backlash from the public.
اظهارات او باعث واکنش منفی از سوی مردم شد.
incited violence
تشویق به خشونت
incited anger
تشویق به خشم
incited unrest
تشویق به ناآرامی
incited protests
تشویق به اعتراضات
incited hatred
تشویق به نفرت
incited fear
تشویق به ترس
incited conflict
تشویق به درگیری
incited rebellion
تشویق به شورش
incited tensions
تشویق به تنشها
incited outrage
تشویق به خشمگینى
the speech incited a wave of protests across the city.
این سخنرانی باعث ایجاد موجی از اعتراضات در سراسر شهر شد.
his actions incited anger among the community members.
اقدامات او باعث خشم در میان اعضای جامعه شد.
the article incited a heated debate on social media.
این مقاله باعث ایجاد بحثهای داغی در رسانههای اجتماعی شد.
the leader incited his followers to take action.
رهبر از پیروانش خواست اقدام کنند.
the controversial film incited discussions about censorship.
این فیلم بحثبرانگیز بحثهایی در مورد سانسور را برانگیخت.
her remarks incited a flurry of responses from critics.
اظهارات او باعث ایجاد هجوم پاسخهایی از سوی منتقدان شد.
the protest was incited by a recent policy change.
این اعتراضات با تغییرات اخیر سیاستها تحریک شد.
the incident incited fear among the residents.
این حادثه باعث ایجاد ترس در میان ساکنان شد.
the rally incited a sense of unity among participants.
این گردهمایی حسی از وحدت را در بین شرکت کنندگان برانگیخت.
his remarks incited a backlash from the public.
اظهارات او باعث واکنش منفی از سوی مردم شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید