persuaded

[ایالات متحده]/pəˈsweɪdɪd/
[بریتانیا]/pərˈsweɪdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی persuade؛ متقاعد کردن کسی برای انجام یا باور کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

persuaded him

او را متقاعد کرد

persuaded her

او را متقاعد کرد

persuaded them

آنها را متقاعد کرد

persuaded us

ما را متقاعد کرد

persuaded to leave

برای رفتن متقاعد کرد

persuaded to stay

برای ماندن متقاعد کرد

persuaded by friends

توسط دوستان متقاعد شد

persuaded to join

برای پیوستن متقاعد کرد

persuaded against

در برابر متقاعد کرد

persuaded to try

برای امتحان کردن متقاعد کرد

جملات نمونه

she persuaded him to join the team.

او را متقاعد کرد به تیم بپیوندد.

they persuaded the committee to approve the project.

آنها کمیته را متقاعد کردند پروژه را تایید کند.

he was persuaded to change his mind.

او متقاعد شد نظرش را تغییر دهد.

the advertisement persuaded many customers to buy the product.

تبلیغ باعث شد بسیاری از مشتریان محصول را خریداری کنند.

she persuaded her parents to let her travel alone.

او والدینش را متقاعد کرد به او اجازه دهند به تنهایی سفر کند.

he finally persuaded his friends to go on the trip.

او بالاخره دوستانش را متقاعد کرد به سفر بروند.

they persuaded the audience with compelling arguments.

آنها با استدلال‌های قانع‌کننده مخاطبان را متقاعد کردند.

the teacher persuaded the students to study harder.

معلم دانش‌آموزان را متقاعد کرد بیشتر مطالعه کنند.

she persuaded him to take the job offer.

او او را متقاعد کرد پیشنهاد شغلی را بپذیرد.

after much discussion, they persuaded her to stay.

پس از بحث‌های فراوان، آنها او را متقاعد کردند که بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید