dissuades

[ایالات متحده]/dɪsˈweɪdz/
[بریتانیا]/dɪsˈweɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. متقاعد کردن کسی از انجام کاری

عبارات و ترکیب‌ها

dissuades bad behavior

جلوگیری از رفتار نامناسب

dissuades risky actions

جلوگیری از اقدامات پرخطر

dissuades negative thoughts

جلوگیری از افکار منفی

dissuades poor choices

جلوگیری از انتخاب های ضعیف

dissuades harmful habits

جلوگیری از عادت های مضر

dissuades reckless driving

جلوگیری از رانندگی بی احتیاط

dissuades unhealthy lifestyles

جلوگیری از سبک زندگی ناسالم

dissuades impulsive decisions

جلوگیری از تصمیمات تکانه ای

dissuades excessive spending

جلوگیری از هزینه های بیش از حد

dissuades harmful relationships

جلوگیری از روابط مضر

جملات نمونه

she dissuades him from making rash decisions.

او از او می‌خواهد که تصمیمات عجولانه نگیرد.

the teacher dissuades students from procrastinating.

معلم از به تعویق انداختن کارها توسط دانش‌آموزان جلوگیری می‌کند.

he dissuades his friends from taking unnecessary risks.

او دوستانش را از انجام ریسک‌های غیرضروری باز می‌دارد.

parents often dissuade their children from skipping school.

والدین اغلب از غیبت فرزندانشان در مدرسه جلوگیری می‌کنند.

the doctor dissuades patients from smoking.

پزشک بیماران را از سیگار کشیدن باز می‌دارد.

she dissuades her colleagues from working overtime.

او همکارانش را از اضافه کاری کردن باز می‌دارد.

the campaign dissuades people from littering.

کمپین مردم را از زباله انداختن باز می‌دارد.

he dissuades his brother from buying an expensive car.

او برادرش را از خریدن یک ماشین گران قیمت باز می‌دارد.

the mentor dissuades students from giving up easily.

استاد راهنما از تسلیم شدن آسان توسط دانش‌آموزان جلوگیری می‌کند.

she dissuades him from engaging in unhealthy habits.

او از او می‌خواهد که از عادت‌های ناسالم اجتناب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید