dissuades bad behavior
جلوگیری از رفتار نامناسب
dissuades risky actions
جلوگیری از اقدامات پرخطر
dissuades negative thoughts
جلوگیری از افکار منفی
dissuades poor choices
جلوگیری از انتخاب های ضعیف
dissuades harmful habits
جلوگیری از عادت های مضر
dissuades reckless driving
جلوگیری از رانندگی بی احتیاط
dissuades unhealthy lifestyles
جلوگیری از سبک زندگی ناسالم
dissuades impulsive decisions
جلوگیری از تصمیمات تکانه ای
dissuades excessive spending
جلوگیری از هزینه های بیش از حد
dissuades harmful relationships
جلوگیری از روابط مضر
she dissuades him from making rash decisions.
او از او میخواهد که تصمیمات عجولانه نگیرد.
the teacher dissuades students from procrastinating.
معلم از به تعویق انداختن کارها توسط دانشآموزان جلوگیری میکند.
he dissuades his friends from taking unnecessary risks.
او دوستانش را از انجام ریسکهای غیرضروری باز میدارد.
parents often dissuade their children from skipping school.
والدین اغلب از غیبت فرزندانشان در مدرسه جلوگیری میکنند.
the doctor dissuades patients from smoking.
پزشک بیماران را از سیگار کشیدن باز میدارد.
she dissuades her colleagues from working overtime.
او همکارانش را از اضافه کاری کردن باز میدارد.
the campaign dissuades people from littering.
کمپین مردم را از زباله انداختن باز میدارد.
he dissuades his brother from buying an expensive car.
او برادرش را از خریدن یک ماشین گران قیمت باز میدارد.
the mentor dissuades students from giving up easily.
استاد راهنما از تسلیم شدن آسان توسط دانشآموزان جلوگیری میکند.
she dissuades him from engaging in unhealthy habits.
او از او میخواهد که از عادتهای ناسالم اجتناب کند.
dissuades bad behavior
جلوگیری از رفتار نامناسب
dissuades risky actions
جلوگیری از اقدامات پرخطر
dissuades negative thoughts
جلوگیری از افکار منفی
dissuades poor choices
جلوگیری از انتخاب های ضعیف
dissuades harmful habits
جلوگیری از عادت های مضر
dissuades reckless driving
جلوگیری از رانندگی بی احتیاط
dissuades unhealthy lifestyles
جلوگیری از سبک زندگی ناسالم
dissuades impulsive decisions
جلوگیری از تصمیمات تکانه ای
dissuades excessive spending
جلوگیری از هزینه های بیش از حد
dissuades harmful relationships
جلوگیری از روابط مضر
she dissuades him from making rash decisions.
او از او میخواهد که تصمیمات عجولانه نگیرد.
the teacher dissuades students from procrastinating.
معلم از به تعویق انداختن کارها توسط دانشآموزان جلوگیری میکند.
he dissuades his friends from taking unnecessary risks.
او دوستانش را از انجام ریسکهای غیرضروری باز میدارد.
parents often dissuade their children from skipping school.
والدین اغلب از غیبت فرزندانشان در مدرسه جلوگیری میکنند.
the doctor dissuades patients from smoking.
پزشک بیماران را از سیگار کشیدن باز میدارد.
she dissuades her colleagues from working overtime.
او همکارانش را از اضافه کاری کردن باز میدارد.
the campaign dissuades people from littering.
کمپین مردم را از زباله انداختن باز میدارد.
he dissuades his brother from buying an expensive car.
او برادرش را از خریدن یک ماشین گران قیمت باز میدارد.
the mentor dissuades students from giving up easily.
استاد راهنما از تسلیم شدن آسان توسط دانشآموزان جلوگیری میکند.
she dissuades him from engaging in unhealthy habits.
او از او میخواهد که از عادتهای ناسالم اجتناب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید