encourages

[ایالات متحده]/ɪnˈkʌrɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈkɜrɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی حمایت، اعتماد یا امید دادن

عبارات و ترکیب‌ها

encourages growth

ترویج رشد

encourages learning

ترویج یادگیری

encourages teamwork

ترویج کار گروهی

encourages creativity

ترویج خلاقیت

encourages participation

ترویج مشارکت

encourages exploration

ترویج اکتشاف

encourages innovation

ترویج نوآوری

encourages feedback

ترویج بازخورد

encourages development

ترویج توسعه

encourages discussion

ترویج بحث و گفتگو

جملات نمونه

the teacher encourages students to ask questions.

معلم از دانش‌آموزان می‌خواهد که سؤال بپرسند.

she encourages her friends to pursue their dreams.

او دوستانش را تشویق می‌کند تا به دنبال رویاهایشان باشند.

our manager encourages teamwork in the office.

مدیر ما کار گروهی را در دفتر تشویق می‌کند.

the program encourages healthy eating habits.

این برنامه عادات غذایی سالم را تشویق می‌کند.

he encourages his children to read every day.

او فرزندانش را تشویق می‌کند که هر روز مطالعه کنند.

the coach encourages players to give their best.

مربی بازیکنان را تشویق می‌کند که بهترین عملکرد خود را داشته باشند.

the organization encourages community service.

این سازمان خدمات داوطلبانه را تشویق می‌کند.

the campaign encourages people to vote.

این کمپین مردم را به رای دادن تشویق می‌کند.

she encourages creativity in her art class.

او خلاقیت را در کلاس هنر خود تشویق می‌کند.

he encourages open communication among team members.

او ارتباطات باز را در بین اعضای تیم تشویق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید