distilling

[ایالات متحده]/dɪˈstɪlɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈstɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند تصفیه مایع با حرارت دادن و خنک کردن؛ عمل تقطیر

عبارات و ترکیب‌ها

distilling process

فرآیند تقطیر

distilling technique

تکنیک تقطیر

distilling method

روش تقطیر

distilling spirits

تقطیر مشروبات الکلی

distilling water

تقطیر آب

distilling oils

تقطیر روغن‌ها

distilling plants

تقطیر گیاهان

distilling equipment

تجهیزات تقطیر

distilling alcohol

تقطیر الکل

distilling essence

تقطیر اسانس

جملات نمونه

the process of distilling alcohol is fascinating.

فرآیند تقطیر الکل جذاب است.

distilling essential oils requires careful techniques.

تقطیر روغن های ضروری نیاز به تکنیک های دقیق دارد.

she enjoys distilling her thoughts into clear ideas.

او از تبدیل افکارش به ایده های واضح لذت می برد.

distilling water can remove impurities effectively.

تقطیر آب می تواند به طور موثر ناخالصی ها را از بین ببرد.

the scientist is distilling the results of the experiment.

دانشمند در حال تقطیر نتایج آزمایش است.

he is distilling his experiences into a book.

او تجربیات خود را به کتابی تبدیل می کند.

distilling knowledge from various sources is essential.

استخراج دانش از منابع مختلف ضروری است.

they are distilling the essence of the project.

آنها در حال استخراج جوهر پروژه هستند.

distilling flavors in cooking can enhance the dish.

تقطیر طعم ها در آشپزی می تواند غذای شما را بهتر کند.

she spent hours distilling her ideas into a presentation.

او ساعت ها وقت صرف تبدیل ایده های خود به یک ارائه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید